الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
178
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
4 - و دلالت مىكند بر اينكه هدف اصلى از تفقّه در دين ، انذار القوم است . 5 - مراد از انذار قوم نيز ، انذار آنان به همان واقعياتى است كه ياد گرفتهاند . 6 - و دلالت دارد بر اينكه هدف از انذار هم بر حذر بودن است ، قبول حقايق و تسليم شدن در برابر آنهاست . در نتيجه تسليم در برابر احكام واقعيّه واجب است . * چه نتيجهاى از قضيهء مذكور به دست مىآيد ؟ از آنجا كه موضوع اين قضيّه احكام واقعيّه است و محمول آن وجوب تسليم ، لازم مىآيد كه موضوع را ( كه الحكم الفلانى واجب او حرام ) احراز نموده تا بتوان حكم به وجوب حذر را برآن بار نمود و احراز موضوع در صورتى است كه به صدق مخبر در اخبارش يقين حاصل كنيم . فى المثل : وقتى خبر از وجوب جمعه عند الشارع مىدهد ، نمىتوان اين موضوع ( وجوب جمعه ) را با خبر واحد احراز نمود ، چرا كه احتمال خطا و يا كذب دارد . وقتى موضوع يقينا و بالوجدان احراز نشد ، حكم وجوب تصديق آن بار نمىشود . در نتيجه الآية ناطقة باعتبار العلم . پس آيه سخن از تسليم در برابر واقعياتى مىكند كه ملاك اين تسليم ، احراز و علم به واقع است و نه تعبد . به عبارت ديگر : آن تفقّه واجب ، تفقّه در دين يعنى بصيرت نسبت به امور واقعى و نفى الامرى است و نه به جعل و انشاء احكام ظاهرى . لذا : 1 - موضوع تفقّه امور واقعى است . 2 - مراد از انذار ، حذر از امور واقعى و نفس الامرى است . 3 - منذر بايد علم پيدا كند كه انذار منذر به اين واقعيات تعلق گرفته . پس مادامىكه منذر اين علم را پيدا نكرده حذر بر او واجب نيست . لذا با توجه به اين نكته ، نمىتوان آيهء ( نفر ) را از جمله ادلّهء حجيّت خبر واقع قرار داد . * امثلهء شيخ در تنظير و تبيين مطلب مذكور چيست ؟ 1 - وقتى به مولائى به نمايندهاش بگويد : اوامر من را به فلان عبد ابلاغ كن به اميد اينكه او امتثال كند كه در اينجا موضوع مطلوبيّت و وجوب امتثال عبارتست از : اوامر مولى و لذا تا عبد اين موضوع را نفهمد ، حكمى هم بر او نيست ، نه اينكه او تعبّدا بايد مخبر را تصديق كند . 2 - دستور ائمه به گرفتن احاديثشان و نقل به ديگران در اينجا نيز مراد اين نيست كه اين نقل