الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

167

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تشريح المسائل * حاصل اشكال مذكور چيست ؟ اين است كه استدلال شما ( در بيان سوم و چهارم ) ، مبتنى است بر وجوب حذر از طريق وجوب انذار ، و اين نحوهء استدلال زمانى درست است كه انذار و حذر ، غايت براى نفر باشند و حال آنكه اين‌طور نيست چرا كه در برخى تفاسير : 1 - مراد از « تفقّه » را نگريستن آيات عظمت خداى تعالى ، از قبيل ظفر و غلبهء معدودى از مسلمين بر جماعت كثيرى از كفار است . 2 - و مراد از « انذار » بازگو كردن اين مشاهدات براى طائفه‌اى است كه در شهر مانده و به جهاد نرفته‌اند . در نتيجه انذار و حذر از قبيل فوائد مترتّب بر نفر هستند و قهرا از وجوب نفر وجوب آن دو را نمىتوان اثبات كرد . به عبارت ديگر : آيهء نفر مربوط به نفر الى الجهاد است و ربطى به نفر الى المدينه و به دنبال آن تفقه در دين و به دنبال آن انذار و به دنبال آن حذر ، ندارد . * دليل مستشكل بر مدّعاى فوق چيست ؟ وجود دو قرينه است : 1 - صدر آيه است كه مىگويد : ( وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ . . . ) ، و تناسب با جنگ و جهاد دارد چرا كه در جهاد است كه بايد عدّه‌اى مستقيما در جبهه قرار گرفته و عدّه‌اى براى پشتيبانى در بلاد بمانند . 2 - قرينهء سياقيّه است . چرا كه آيهء نفر در سياق آيات جهاد وارد شده به نحوى كه قبل و بعد آن مربوط به جهاد است ، در نتيجه اين آيه نيز مربوط به جهاد است . سپس مىگويد : اگر مراد ، نفر الى الجهاد باشد ، غايت نفر حفظ بيضهء اسلام است نه تفقّه در دين و . . . البته : مشاهدات و ديدن امدادهاى غيبى ، به رزمندگان اسلام بصيرت بيشتر مىدهد و باورهاى او را صدچندان مىكند ، چنان كه پس از بازگشت به وطن ، خاطرات جبهه و مشاهدات فوق را براى ديگران نقل مىنمايد ، لكن اين بصيرت و . . . از فوائد جنبى مسئله جهاد است نه هدف اصلى بنابراين نمىتوان گفت كه تفقّه در دين غاية الواجب است ، پس بايد واجب باشد و به دنبال آن نمىتوان گفت : انذار غاية الواجب است و حذر غاية الواجب است ، پس بايد واجب باشد يعنى از اين طريق نمىتوان پيش آمد . * پاسخ شيخ به اشكال مذكور چيست ؟ اين است كه در تفسير آيهء شريفه چهار احتمال وجود دارد كه حد اقل بر اساس سه‌تاى آن