الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

168

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

مىتوان در ما نحن فيه ، به آيه ( نفر ) استدلال نمود . * پاسخ اوّل جناب شيخ به اشكال مزبور چيست ؟ اين است كه اينكه گفته شد صدر آيه دلالت دارد بر اينكه مراد از ( نفر ) كوچ و حركت براى جهاد است يك ادّعاست ، چرا كه هيچ لفظ و عبارتى كه بر اين مطلب دلالت كند در آن ذكر نگرديده است . و اگر عنوان كنيد كه اين آيه در زمرهء آيات جهاد وارد شده ، مىگوئيم كه صرف اين امر دلالت ندارد بر اينكه اين آيه شريفه نيز راجع به جهاد باشد ، تا اينكه استدلال براى حجيّت خبر واحد به آن ممكن نباشد . * پس مراد از عبارت ( لو سلّم انّ المراد النفر إلى الجهاد . . . ) چيست ؟ پاسخ دوّم شيخ است به اشكال مزبور مبنى بر اينكه : به فرض كه ما قبول كنيم مراد از ( نفر ) حركت و كوچ براى جهاد باشد ، لكن چه لزومى دارد كه نافر و حركت‌كنندهء ( براى جهاد ) الزاما از هر قومى ، طائفه‌اى و گروهى باشند ، بلكه از هر قوم و قبيله‌اى يك نفر هم كه بروند كفايت مىكند و حتى اين هم لازم نيست چرا كه جهاد از واجبات كفائى بوده و چنانچه از عهدهء يك قوم هم برآيد و يك قوم بتوانند آن را به نحو احسن ايفاء نمايند ، از عهده ديگران ساقط است و نيازى به مطلب فوق نيست . بنابراين از اينكه وجوب كوچ ، طائفه از هر قومى قرار داده شده ، روشن مىشود كه اين امر به منظور جهاد نيست فلذا ممكن است اصل نفر براى جهاد بوده ولى وجوب نفر هر طائفه از هر قومى به منظور تفقّه در دين و اخذ مسائل حلال و حرام باشد كه هنگام بازگشت هر طائفه‌اى به طرف قوم خود رفته و ايشان را انذار نمايند . در نتيجه با اين بيان و تقرير مىتوان آيهء ( نفر ) را از ادلّه حجيّت خبر واحد قرار داد . * سوّمين پاسخ شيخ به اشكال مذكور چيست ؟ اين است كه : در مقابل تفسير مستشكل ، تفسير ديگرى نيز از آيهء شريفه به شرح ذيل وجود دارد كه : خداى متعال در اين آيه ، مؤمنين را از پراكنده شدن و تنها گذاشتن پيامبر نهى فرموده ، چنان كه صدر آيه يعنى وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً دلالت بر اين امر دارد ، اما برخى را نيز دستور داده كه نزد پيامبر باقى مانده و در طول مسافرت ، حلال و حرام خود را از حضرت ياد گرفته و هنگام مراجعت قوم خود را از آموخته‌هاى خود مطلع سازند و بدين‌وسيله آنها را انذار كنند .