الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

166

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

پس قوم مجاهدين پس از بازگشتشان به ميان طائفه‌اى كه در ديارشان مانده و به جهاد نرفته‌اند ، به واسطهء اين ( آيات الهى و تسلط اولياء خدا بر دشمنان او ) آنچه را كه ديده‌اند گزارش مىكنند . پس تفقه و انذار از فوائدى است كه بر ( نفر ) مترتّب مىشود ، نه اينكه غايت براى نفر بوده تا به وجوب آن ، واجب شود . در نتيجه ، از راه ايجاب نفر ، وجوب تفقّه و انذار ثابت نشده و استدلال مزبور در اين‌گونه موارد جارى نيست . ( پاسخ شيخ از اشكال خودش ) اولا : در صدر آيه ( عبارتى كه ) دلالت كند بر اينكه مراد از ( نفر ) ، رفتن به سوى جهاد باشد ، وجود ندارد و ذكر اين آيه شريفه در زمرهء آيات جهاد ، دلالت بر اين امر ندارد . ثانيا : به فرض كه مراد از ( نفر ) حركت براى جهاد باشد ، لكن لازم نيست كه ( نفر ) به منظور جهاد به واسطهء طائفه و جماعتى از هر قومى باشد ، بلكه اگر نفر ، صرفا به خاطر جهاد باشد ، لازم نمىباشد كه از هر قومى برآن اقدام شود ( يعنى : اگر يك قوم هم بر اين امر اقدام نمايد ، كافى است ) . پس ممكن است تفقه ، غايت ايجاب نفر بر طائفه از هر قومى باشد ، نه اينكه غايت براى اصل ( نفر ) باشد . ثالثا : گاهى آيهء شريفه تفسير شده است به اينكه مراد نهى مؤمنين است از حركت و كوچ جمعى چنانچه از فراز وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً استفاده مىشود و دستور فرموده است بعضى اهل ايمان را به ماندن نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و تنها نگذاشتن ايشان ، به منظور يادگيرى مسائل حلال و حرامشان تا كه انذار كنند قومشان را كوچ‌كنندگان هنگامى كه بازگشت مىكنند به سوى آنها ( قومشان ) . حاصل كلام اينكه : ظهور آيهء شريفه در افادهء وجوب تفقّه و انذار امرى است غير قابل انكار و لذا چاره‌اى نيست جز حمل آيه برآن و لو اينكه مخالفت با ظاهر سياق آيه يا بعضى از الفاظ واقع ، در آن لازم آيد .