الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

130

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

و به دلالت لفظيّه شامل خبر مفيد و سابقين بر او نمىشود يعنى : قابليت شمول بر آنها را ندارد چون مستلزم تأخر موضوع از حكم و توقف موضوع بر حكم است و اين هم امر باطلى است . لكن ، اين قصور لفظى سبب نمىشود كه از ناحيهء مناط هم قصورى باشد ، بلكه با تنقيح مناط ( كه حكمى عقلى است ) ثابت مىشود كه ( صدق العادل ) اختصاص به خبر شيخ ندارد و سرّ اينكه خبر شيخ حجّت است و صدق العادل آن را دربر مىگيرد اين است كه : خبر شيخ نيز خبر عادل است و الّا خصوصيّت ديگرى ندارد . نكته : همين مناط در خبر مفيد نيز هست ، در خبر صدوق و . . . نيز هست ، پس با تنقيح مناط ، مفهوم آيه شامل هر خبر عادلى مىشود بدون اينكه مزيتى در ميان باشد . در تبيين اين تنقيح مناط مثال بزنيد ؟ 1 - گاهى شخصى مىگويد : زيد عادل . در اينجا عدالت واقعى احراز شده و آن عدالت بر او مترتب گرديده و حرفى هم در ميان نيست ولى يك وقت آن شخص مىگويد : اخبرنى عمرو بانّ زيدا عادل . در اينجا ( صدق العادل ) شامل اين اخبار عمرو نمىشود چرا كه با قطع نظر از آيهء شريفه اخبارى از عمرو در كار نمىباشد و حكم ، موضوع درست كن براى خودش نيست ، و اين از ناحيهء قصور لفظى است لكن با تنقيح مناط شامل اخبار عمرو مىشود . 2 - اگر فردى به نام زيد به يكى از افراد لشكر بگويد : فرمانده به من گفته : به تو بگويم كه تو به خبرها و گزارش‌هاى من عمل نكرده و ترتيب اثر ندهى . اين سخن اگرچه انصراف داشته و به ظهور لفظى خود را شامل نمىشود ، لكن با تنقيح ملاك خود را هم شامل شده و اگر آن فرد لشكرى به اين ( لا تعمل باخبارى ) گوش فرادهد معذور نيست . نتيجه اينكه : با تنقيح مناط ، خبر مفيد و خبر صدوق و . . . نيز داخل در صدق العادل مىشوند .