الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
106
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
مادهء افتراق مفهوم آيه عبارتست از : خبر عادل در موضوعات ، كه مفهوم آيه شامل آن نمىشود . و ماده افتراق در عمومات عبارتست از : خبر فاسق در احكام كه مفهوم آيهء نبأ آن را دربر نمىگيرد و اساسا سروكارى با آن ندارد . و اما مادهء اجتماع آيات ناهيه و مفهوم آيه عبارتست از : خبر عادل غير علمى در احكام كه : مفهوم آيه مىگويد : اين نوع از خبر حجت است چرا كه خبر عادل است و عمومات ناهيه مىگويند : اين نوع از خبر حجت نيست ، چون ظنّى است . يعنى : در مادهء اجتماع تعارضا و در نتيجه تساقطا و لذا به ( الاصل ) برمىگردد پس : نمىتوان از مفهوم آيه استفاده نمود . * پاسخ شيخ به توهّم مزبور ( دوم ) چيست ؟ اين است كه نسبتسنجى مذكور نادرست است . چرا ؟ زيرا كه اين نسبتسنجى از قبيل انقلاب در نسبت است ( صغرى ) . زيرا كه انقلاب در نسبت باطل است ( كبرى ) . پس نسبتسنجى مذكور نادرست و باطل است . * در بيان صغرى بفرمائيد : انقلاب در نسبت در چه جائى صورت مىگيرد توضيح دهيد ؟ در جايى كه از سه دليل ، يكى عام و دوتاى ديگر در عرض هم و خاص باشند . و لذا اگر ابتدا هريك از دو دليل خاص را با دليل عام بسنجيم ، نسبت ميان آن خاص و دليل عام ، عموم و خصوص مطلق است لكن ، اگر عام را ابتدا با يكى از دو دليل خاص نسبتسنجى كرديم و حاصل آن را كه عام مخصص است با دليل خاص ديگر نسبتسنجى كرديم ، نسبت از عموم و خصوص مطلق به عموم و خصوص من وجه تبديل مىشود ، كه اين تبديل در نسبت را انقلاب در نسبت مىگويند . مثلا : 1 - دليل عامى داريم كه مىگويد : ( اكرم العلماء ) كه اين عام شامل : عادل و فاسق و فاسق هم چه نحوى و چه غير نحوى مىشود . 2 - و دليل خاصى داريم كه مىگويد : ( لا تكرم الفسّاق من العلماء ) كه اين خاص شامل نحوى و غير نحوى مىشود . 3 - و دليل اخصّى داريم كه مىگويد : ( لا تكرم العالم الفاسق النحوى ) . اكنون ، اگر هريك از دو دليل خاص را با دليل عام بسنجيم نسبت ميان آنها عموم و خصوص مطلق مىشود لكن اگر اول دليل اخص را با عام محاسبه و نسبتسنجى كنيم ، عموم و خصوص