الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
71
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
ترجمه : معيار در شناخت فقهايى كه براساس قاعدهء لطف مشى كردهاند شيخ اعظم مىفرمايد : صراحت اين كلام عبارت است از اينكه تنها اشكال در طريقهء سيد ، عدم جواز تمسك به اجماع ( شيعه ) است و اشكال ديگرى غير از اين در آن وجود ندارد و لذا ( شيخ طوسى ) در كتاب « الغيبة » تصريح نموده به اينكه طريقه سيد قوى است به طورى كه اصول و قواعد آن را اقتضا مىكند . سپس مىفرمايد : پس اگر براى شناخت اجماع و جواز استدلال به آن راه ديگرى غير از قاعده وجوب اظهار حق بر معصوم ( يعنى : قاعده لطف ) وجود مىداشت ، چيزى كه در طريقه سيد اشكال وارد كند باقى نمىماند به دليل اعتراف شيخ به صحّت و عدم نقص آن اگر مانع از استدلال به اجماعات شيعه نباشد . سپس مىفرمايد : استناد به اين وجه ( قاعدهء لطف ) از هركسى كه در تحقق اجماع ، عدم مخالفت علماى عصر با آن را شرط نموده ، روشن است مثل : فخر الدّين ( فرزند علّامهء حلّى ) ، شهيد اول و محقق . نقل عبارت فخر الدين در ايضاح مرحوم فخر الدين در كتاب « ايضاح الفوائد » پيرامون آنچه به تبعيت از مبيع در بيع داخل مىشود فرموده است : عادت مجتهد اين است كه : هرگاه اجتهادش به تردد و حيرت يا به حكمى مخالف حكم اولش ، تغيير كند حكم اول را ( در مكتوباتش ) باطل و محو نمىنمايد ، بلكه اجتهاد ديگرش را در جاى ديگر ذكر مىكند تا بيان كند كه : 1 - اجماع اهل عصر اجتهاد اولش بر خلاف آن منعقد نشده . 2 - اجماع اهل عصر اجتهاد دومش بر خلاف اجتهاد اول و دومش منعقد نشده . 3 - اجماع دوم مبطل اجتهاد اول نبوده ، بلكه مساوى آن است و لذا هر دو قابل ذكرند . شاهدى ديگر بر اعتقاد فخر به قاعدهء لطف و در ايضاح بسيار از ( عدم اعتبار مخالفت كسى كه عصرش منقرض شده ، در تحقق اجماع ) سخن گفته است ، و ظاهر اين سخن ، انطباق آن بر قاعدهء لطف است .