الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

64

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

تشريح المسائل * مراد از موضوع و حكم در عبارت ( انقلب موضوع الحكم واقعا ) چيست ؟ مراد از ( موضوع ) در مثال مذبور جاهل و از ( حكم ) وجوب جمعه است . * مراد از عبارت ( اذا قلنا بكفاية السفر . . . . ) چيست ؟ اين است كه : اگر مجوّز قصر نماز را سفر در اوّل وقت بدانيم ما نحن فيه نيز از قبيل همين مسئله مىشود و الّا با مسئله مطرح شده در اينجا ارتباطى ندارد . * بيان وجه سوّم با كدام عبارت شروع مىشود ؟ با عبارت « و معنى وجوب العمل الخ . . . . » شروع مىشود . * مراد از عبارت ( كما يوهمه عبارتى العدة و النهاية ) چيست ؟ اين است كه : از ظاهر آن دو عبارت استفاده مىشود كه ، قيام اماره در نفس عمل ايجاد مصلحت مىكند لكن غير از اين مطلب احتمال ديگرى در اين دو عبارت وجود دارد و آن عبارت است از اينكه بگوييم : شايد مراد ايشان اين باشد كه فرمان شارع به تعبد و عمل به اماره به خاطر اين است كه ظنّ حاصل از آن صفت نيكوئى است كه در مكلّف حاصل مىشود . چرا كه به عقيده عدليّه امر و نهى شرعى تابع حسن و قبح عقلى مىباشند اعم از اينكه حسن و قبح ذاتى مأمور به باشد يا وصفى كه در مكلّف تحقق يافته . * مراد از عبارت ( و ان حرمت فى وقت الفريضة . . . . ) چيست ؟ با توجه به اينكه ضمير مستتر در ( حرمت ) به نافله راجع است ، مراد از حرمت نافله در وقت فريضه ، حرمت آن قبل از خواندن فريضه است . زيرا بعد از اداء فريضه خواندن نافله به اتفاق علما بلا اشكال مىباشد . * علّت عبارت ( جاز له فعل النافلة ) چيست ؟ عبارت « لعدم وجوب الظهر عليه فعلا » است . * مراد از دو عبارت ( فان كان فى اوّل الوقت . . . . و . . . . ان كان فى آخر وقتها . . . ) چيست ؟ اولا : ضمير مستتر در هر دو فعل به قيام اماره راجع است . ثانيا : ضمير ( ها ) در ( وقتها ) به جمعه راجع است . ثالثا : جمله دوم همچون جمله اوّل شرطيه است به معطوف به آن . * حاصل فرق و تفاوت ميان وجه دوّم و سوّم چيست ؟ اين است كه : بر اساس وجه دوّم ، نفس عمل داراى مصلحت است در نتيجه : حكم واقعى بعد از