الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )

24

رسائل شيخ انصارى ( فارسى )

1 - اگر مراد ابن قبه اين است كه ، « به فرض انسداد باب علم ، عمل به خبر واحد جايز نيست چون مستلزم تحليل حرام يا تحريم حلال مىشود » ، به او مىگوييم : در فرض انسداد باب علم ، عمل به خبر واحد نه تنها ممنوع نيست بلكه واجب است چرا ، زيرا مطلب از سه حال خارج نمىباشد : 1 - يا اين است كه در فرض انسداد حكمى در واقع وجود دارد كه در حقّ مكلفين نيز فعليّت داشته و امتثال مىطلبد . 2 - يا اين است كه در فرض انسداد حكمى در واقع وجود دارد و لكن در حقّ مكلّفين فعليّت ندارد . 3 - يا اين است كه در زمان انسداد اصلا حكمى در واقع وجود ندارد و دستيابى به احكام واقعيه ، مقيد به فرض تمكن از علم مىباشد . حال : 1 - اگر در فرض انسداد حكمى در واقع وجود داشته باشد و در حقّ مكلفين فعلى باشد ، نه تنها عمل به خبر واحد و يا ساير امارات ظنّيّه ممنوع نيست بلكه وجوب و ضرورت دارد . چرا ؟ زيراكه ، از يك طرف باب علم بسته است از طرف ديگر حكم واقعى در حقّ ما فعليّت دارد . حال براى دست‌يابى به حكم واقعى و امتثال آن آيا راه ديگرى غير از خبر واحد و ساير امارات وجود دارد ؟ مسلّما خير ، پس بالضروره بايد به آن اعتماد و عمل نمائيم . 2 - و اگر در فرض انسداد حكمى در واقع وجود دارد ولى در حقّ مكلفين فعليّت ندارد ، به تالى فاسد گرفتار مىشويد و در چيزى گرفتار مىشويد كه از آن فرار مىكرديد ؛ چرا ؟ زيرا فرموديد كه : عمل به خبر واحد موجب تحليل حرام و . . . . مىشود و حال آنكه در اين فرض به دليل اينكه حكم واقعى در حق ما فعليّت ندارد ما در مخالفت و موافقت آزاديم : يعنى : گاهى مرتكب مىشويم و گاهى نه . به عبارت ديگر : گاهى واجبى را ترك كرده و يا اينكه حرامى را مرتكب مىشويم . و اگر در زمان انسداد اصلا حكمى وجود نداشته و تحصيل حكم واقعى منوط به تمكن از علم باشد ، اين مبنائى باطل است ، چون با قيد تمكن از علم ، حكمى در واقع وجود ندارد . از طرف ديگر به فرض صحت مبناى شما ديگر عمل به خبر واحد مستلزم تحليل حرام يا تحريم حلال نمىباشد . زيرا در فرض انسداد ، حرامى در واقع وجود ندارد تا مخالفت شود يا حلالى وجود ندارد تا مخالفت شود . نتيجه اينكه : به فرض انسداد علم در هريك از صورتهاى سه‌گانهء فوق استدلال ابن قبه باطل است هرچند كه بعيد است مراد ابن قبه فرض انسداد باشد ، بلكه مىتوان ادعا كرد كه ايشان انفتاحى بوده است . زيرا ايشان زمانا بر سيّد مرتضى و اتباعش تقدم دارد و در جايى كه سيّد و اتباعش انفتاحى باشند ،