الشيخ الأنصاري ( مترجم وشارح : جمشيد سميعى )
88
رسائل شيخ انصارى ( فارسى )
1 - اگر عمل مصادف با واقع نشد نيّت معصيت با چنين عملى در حكم نيّت صرف و بدون ارتكاب عمل است و مؤاخذه ندارد . 2 - چنين نيّتى به محض شروع در عمل دلالت بر هتك حرمت و جسارت در گناه است پس موجب عقاب است . سپس مىفرمايد : چنانچه فردى مايع مباحى مثل آب را با تشبيه خود به شارب الخمر بنوشد مرتكب انجام فعل حرام شده است و معاقب مىباشد . البته مقصود نيّت تنها نيست ، بلكه با اعضاء و جوارح و حركاتش نيز اداى شارب خمر را در آورد . به عبارت ديگر : نيّتش همراه با حركاتش باشد و بعد از آن به ذكر چند نمونه از موارد تجرّى مىپردازد كه در ترجمه آمده است و لازم به تكرار نمىباشد . * بهطور خلاصه چه نظراتى در باب تجرّى مطرح شد ؟ ج : سه نظر 1 - قول مشهور كه تجرّى را موجب عقاب مىدانست مطلقا . 2 - قول شيخ كه تجرّى را موجب عقوبت نمىدانست مطلقا و لكن در پايان مردد گرديد . 3 - قول صاحب فصول كه ميان مواردى كه تجرّى مطابق با واقع و مواردى كه عدم مصادفت با واقع دارد تفصيل قائل گرديد . * به نظر شما كداميك از اقوال مذكور اصح است ؟ ج : قول به تفصيل عاقلانهتر است . * مراد از ضمير ( هما ) در عبارت ( و كلاهما تحكّم و تخرّص على الغيب ) چه امورى است ؟ ج : دو عبارت ( الحكم به فسق المتعاطى ) و ( عقاب متوسط بين صغيره و كبيره ) مىباشد * مراد از دو اصطلاح ( تحكّم ) و ( تخرّص ) در متن چيست ؟ ج : 1 - مراد از تحكّم ، زور گفتن و تحميل كردن است و ادّعاى بدون دليل و بيّنه 2 - مراد از تخرّص حكم حدسى نمودن و تخمين زدن است و گاهى به معناى دروغ گفتن * جهت تحكم نسبت به ( حكم بفسق متعاطى ) به چه خاطر است ؟ ج : به خاطر اينست كه : دليلى بر گناه كبيره بودن فعل متعاطى وجود ندارد و يا حد اقل در دسترس نمىباشد . * جهت تحكم نسبت به ( عقاب متوسط ) چيست ؟