غلامعلى صفايى
14
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
جمهور نحويين قائل هستند كه نكرهء مسوّغه در اين فرض همانند نكرهء غير مسوّغه در فرض سابق است كه نمىتوانست تا معرفه در كلام وجود دارد مبتدا واقع شود ، بنابراين آن اسم معرفه ، مبتدا و آن اسم نكره خبر است . لكن سيبويه قائل است كه نكرهء مسوّغه در اين فرض در مثل : « كم مالك ؟ » كه « كم » استفهامى به واسطه صدرات طلبى خود داراى صلاحيت مبتدا شدن است و يا در مثل : « خير منك زيد » كه « خير » به واسطه عملكردن داراى آن صلاحيت است ، مبتدا بوده و اسم معرفه در دو مثال خبر است . و وجهه : و دليل سيبويه در اينباره دو چيز است : 1 - اصل اوّلى در چينش كلام اين است كه هركلمه در جاى خود و موضع خود واقع شود و اگر اسم مقدّم در اين فرض ، خبر گرفته شود خلاف اين اصل است با توجه به اينكه شرايط ابتدائيت را نيز دارد . 2 - همانگونه كه جمهور در جملهء اسميهاى كه هردو جزء آن معرفه است با اينكه اسم مقدّم در آن ، اگر غير اعرف و در رتبهء پايينترى از اسم مؤخّر بوده و اسم مؤخّر أخص و اعرف از اسم مقدّم باشد مثل « الفاضل أنت » كه ضمير در رتبهء اوّل معارف و ذواللام در رتبهء چهارم است ، مىگويند اسم مقدّم مبتداست در اينجا نيز بايد همانگونه بگويند ، زيرا در اين فرض نيز اسم مؤخّر اعرف و اسم مقدّم ، نكرهايست كه در حكم اسم غير اعرف است . « 1 » و يتّجه جواز الوجهين : از ديدگاه مؤلف كتاب حكم اين صورت ، صحيح بودن هردو قول است كه يكى را جمهور و ديگرى را سيبويه قائل است ، به همين جهت در مثل : « كم مالك » مىتوان « كم » را مبتدا و يا خبر مقدّم و « مالك » را خبر يا مبتداى مؤخّر دانست و اين جايز الوجهين بودن به جهت عملكردن و صحيح دانستن هر دو دليل جمهور و سيبويه است . و يشهد لابتدائية النكرة . . . و لخبريتها : مؤيّد و شاهد بر صحّت ابتدائيت و خبريّت نكرهء مسوّغه در اين فرض كه اسم ديگر در جمله اسميه ، معرفه است اين
--> ( 1 ) - ر . ك همع الهوامع : 1 / 100 .