غلامعلى صفايى

13

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

براى هردو وجود داشته باشد كه در اين صورت در آن جمله اسم مقدّم ، مبتدا مىشود ، مانند : « أفضل منك أفضل منّي » كه اسم تفضيل به واسطهء عمل‌كردن بر محل مجرور - البته به واسطه جارّ - تخصيص خورده و از نكرهء محضه بودن خارج شده است . نكته : امورى كه باعث مىشوند اسم نكره ، صلاحيت مبتدا شدن را دارا گردد همگى آنها نكره را از حالت ابهام شديد خارج كرده و مقدارى از آن ابهام مىكاهند و اسم نكره را به معرفه نزديك مىنمايند . ابن مالك در الفيه مىگويد : و لا يجوز الإبتداء بالنكرة * ما لم تفد ك « عند زيد نمرة و هل فتى فيكم . فما خلّ لنا * و رجل من الكرام عندنا و رغبة في الخير خير . و عمل * برّ يزين » و ليقس ما لم يقل الثالثة : سوّمين قسم از مواضع سه‌گانه‌اى كه حكم به ابتدائيت اسم مقدّم مىشود ، جائى است كه آن دو اسم در جمله اسميه از حيث تعريف و تنكير مختلف باشند يعنى يكى معرفه و ديگرى نكره باشد و در ضمن اسم مقدّم نيز آن اسم معرفه باشد كه در اين صورت اسم مقدّم معرفه ، مبتدا بوده و اسم نكرهء مؤخّر ، خبر آن مىباشد ، مانند : « زيد قائم » . امّا اگر اسم مقدّم ، نكره و غيرصالح براى مبتدا شدن بود يعنى مسوّغ و مجوّز ابتداء به نكره را نداشت ، آن اسم مقدّم ، خبر است و آن اسم مؤخّر كه معرفه و يا نكرهء مسوّغه است مبتدا مىباشد ، مانند : « ذهب خاتمك » كه « ذهب » خبر مقدّم و « خاتمك » مبتداى مؤخّر است چون اوّلى نكرهء محضه و دوّمى معرفه است و يا در مثل « نادر أفضل منك » كه اسم اوّل « نادر » نكره محضه و اسم دوّم « أفضل منك » نكرهء مسوّغه است ، اسم اوّل ، خبر مقدّم و اسم دوّم ، مبتداى مؤخّر است . امّا اگر اسم اوّل نكرهء مسوّغه و اسم دوّم معرفه بود ، مثل : « خير منك زيد » كه « خير » در اصل « أخير » و افعل التفضيل است و به واسطه عمل‌كردن ، صلاحيت مبتدا واقع شدن را دارا مىباشد و بعد از آن اسم معرفه « زيد » واقع است ، بين جمهور نحويين و سيبويه اختلاف است .