غلامعلى صفايى
91
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
در اين دو احتمال ، ظرف « فى الدار » خبر براى يك كدام از اسمهاى مقدم است يعنى يا خبر براى « رجل » و يا خبر براى « امرأة » است به قرينه آن ، خبر ديگرى حذف شده است مانند : « زيد و عمرو قائم » كه « قائم » خبر براى يك كدام از « زيد » و يا « عمرو » است كه خبر ديگرى به قرينه آن حذف شده است . و بايد توجه داشت كه « فى الدار » به جهت اينكه دو محذور خلاف قاعده پيش نيايد نمىتوان خبر براى هردو اسم مقدم دانست ، كه آن دو اشكال عبارتند از : 1 - « فى الدار » بايد دو محل إعرابى در اين عبارت داشته باشد ، به اعتبار خبر « لا » محل آن منصوب و به اعتبار خبر اسم ديگر كه مبتدا است بايد محل آن مرفوع باشد ، و يك لفظ نمىتواند دو محل إعرابى مستقل داشته باشد . 2 - توارد دو عامل - « لا » و مبتدا - بر معمول واحد - « فى الدار » - لازم مىآيد و اين صحيح نيست زيرا تنازع و توارد بين حرف و غير از آن نمىباشد زيرا دو عامل در باب تنازع يا بايد هر دو فعل متصرف بوده و يا هردو اسم مشتق از فعل و يا يكى فعل و ديگرى اسمى شبيه به فعل بايد باشد . « 1 » الوجه الثالث : وجه سوم از « لا » نفى ، « لا » عاطفه است كه در حيث إعراب مابعد را عطف بر ماقبل مىكند و وحدت در اعراب بين آن دو ايجاد مىكند ولى از حيث معنا ، مابعد را از حكم ماقبل جدا مىكند ، و داراى سه شرط است : 1 - قبل از آن بايد جملهء مثبت اخبارى مانند : « جاء زيد لا عمرو » يا مثبت انشائى ، مانند : « اضرب زيدا لا عمرا » باشد . و سيبويه گفته است كه علاوه بر اين مىتواند قبل از آن ، جمله ندائيه نيز واقع شود ، مانند : « يا ابن أخى لا ابن عمى » چنان كه ابن مالك نيز مىگويد : و اول « لكن » نفيا أو نهيا و لا * نداء أو امرا أو إثباتا تلى لكن محمد بن سعدان از نحويين كوفه گفته است كه اين نظريه سيبويه غلط است و اين مثال از كلام عرب شنيده نشده و ساختگى است . 2 - مقرون و همراه با حرف عطف ديگر نباشد و اگر اين گونه باشد ، مانند :
--> ( 1 ) - ر . ك ، موسوعة النحو و الصرف و الإعراب : 273 .