غلامعلى صفايى

92

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

« جاءني زيد لا بل عمرو » حرف عطف در اين مثال « بل » است و « لا » حرف نفى بوده كه براى رد و نفى كلام قبل آورده شده است البته اگر جمله قبل مثبت باشد معناى مثال اين گونه مىباشد « آمد مرا زيد - خير اين گونه نيست - بلكه عمر آمد » . و اگر كلام قبل منفى بود ، مانند : « ما جاءني زيد و لا عمرو » حرف عطف واو است و « لا » حرف نفى است كه براى تأكيد نفى سابق آورده شده است ، البته بايد توجه داشت كه در مثال اخير مانع ديگرى براى عاطفه بودن « لا » وجود دارد و آن تقدم نفى است همان‌گونه كه در شرط اوّل نيز بيان شد و در آيهء شريفهء : وَ لَا الضَّالِّينَ ( الفاتحة / 7 ) نيز انى دو حرف - واو و « لا » - اجتماع كرده‌اند در حالى كه همين دو اشكال اقتران با حرف عطف و تقدم نفى كه از « غير المغضوب » فهميده مىشود ، فهميده مىشود ، وجود دارد ، بنابراين « لا » مذكور نمىتواند عاطفه باشد . الثالث : سومين شرط براى عاطفه بودن « لا » اين است كه بين معطوف و معطوف عليه آن تضاد وجود داشته باشد يعنى قابل صدق برهم نباشند مثل « جاءنى رجل لا امراة » ، لكن در مثال : « جاءنى رجل لا زيد » اين شرط وجود ندارد زيرا « رجل » اسم كلى است كه قابل تطبيق بر « زيد » است و اجتماع آن دو بر شخص واحد اشكال ندارد . الوجه الرابع : چهارمين وجه از وجوه پنج‌گانه « لا » نافيه ، حرف جواب است كه نقيض « نعم » كه حرف جواب مثبت است ، مىباشد بنابراين وجه هميشه در جواب يك كلام ديگر است كه متكلم مىخواهد آن را نفى كند ، و كثيرا جمله بعد از « لا » به واسطه قرينه بودن كلام قبل ، حذف مىشود ، مانند كلام حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمودند : « لا » و جملهء بعد از آن را حذف كردند ، در جواب شخصى كه گفت : « إنّي رجل ضرير شاسع الدار و ليس لي قائد يلازمني فلي رخصة أن لا آتي المسجد » « 1 » . معناى سؤال : « همانا من مردى نابينا هستم كه خانه‌ام دور است و دستگيرى

--> ( 1 ) - كنز العمال : 8 / ح 22807 .