غلامعلى صفايى

430

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

1 - تنها اين حرف از بين حروف نداء حذف مىشود و در تقدير گرفته مىشود ، مانند آيهء شريفهء : يُوسُفُ أَعْرِضْ عَنْ هذا ( يوسف / 29 ) . 2 - تنها با اين حرف اسم « اللّه » صدا زده مىشود : « يا اللّه » . 3 - تنها با اين حرف اسم مستغاث صدا زده مىشود : « يا لزيد لعمرو » . 4 - تنها با اين حرف « أيّها و أيتها » ندا داده مىشود : « يا أيها الانسان » و « يا أيتها النفس المطمئنة » . 5 - اسم مندوب با اين حرف و با حرف « وا » ندبه مىشوند : « يا حسيناه » . و ليس نصب المنادى بها : قابل ذكر است كه در عامل نصب اسم منادا اختلاف است ، مصنف قائل است كه نصب آن به واسطهء « يا » و ديگر حروف ندا نيست و همچنين مصنف قول كسانى كه قائل به اين هستند كه اين الفاظ اسم فعل مضارع به معناى « أدعو » بوده كه ضمير فاعلى « أنا » در آن مستتر مىباشد و آن اسم منادا به واسطه اسم فعل بودن « يا » منصوب گرديده نيز صحيح نمىداند بلكه مصنف كتاب نصب اسم مناداى بعد از حروف ندا را به واسطه « أدعو » محذوف الوجوب مىداند كه « يا » نائب مناب آن شده است . و قول ابن طراوة : ابن طراوه بر عامليت « أدعو » محذوف بر اسم منصوب بعد از حروف ندا اشكال كرده و گفته است كه چون نداء ، انشاء است زيرا متكلم در مقام ايجاد و انشاء طلب توجه منادا مىباشد بنابراين بايد اگر بخواهد فعلى در تقدير گرفته شود بايد انشائى مثل فعل امر و نهى باشد در حالى كه « أدعو » اخبارى است . مصنف كتاب در رد ايشان مىگويد بايد توجه داشت كه اين اشكال ايشان سهو و غفلتى است كه از او سر زده زيرا « أدعو » مقدر هرچند لفظش خبرى است لكن از آن اراده انشاء شده است مانند : « بعت و أقسمت » كه در مقام أنشا بيع و قسم گفته مىشود هرچند لفظ آن دو اخبارى است لكن از آن دو اراده انشاء شده است و « أدعو » نيز در اين مورد اين گونه است . و إذا ولى « يا » : بايد توجه داشت كه اگر بعد از « يا » لفظى قرار گيرد كه شأنيت