غلامعلى صفايى
431
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
منادا بودن كه شأن اسم است دارا نباشد در ميان نحويون در معنا و نوع اين « يا » اختلاف شده است ، مثل آيهء شريفهء : أَلَّا يَسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذِي يُخْرِجُ الْخَبْءَ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُخْفُونَ وَ ما تُعْلِنُونَ ( النمل / 25 ) . شاهد : در وقوع لفظ فعل بعد از حرف ندا « يا » مىباشد با آنكه فعل شأنيت منادا بودن ندارد . و مانند آيهء شريفهء : يا لَيْتَنِي كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِيماً ( النساء / 73 ) . شاهد : در وقوع حرف « ليت » بعد از « يا » مىباشد با آنكه حرف شأنيت منادا واقع شدن را ندارد . و مانند قول حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « يا ربّ كاسية في الدنيا عارية الآخرة » « 1 » شاهد : در دخول « يا » بر حرف « ربّ » است . و مانند قول شاعر : « يا لعنة اللّه و الأقوام كلّهم * و الصّالحين على سمعان من جار » « 2 » شاهد : در دخول « يا » بر جملهء اسميه بعد است در حالى كه جملهء شأنيت منادا قرار گرفتن را ندارد . تركيب شعر : « لعنة » مبتدا و « اللّه » مضاف اليه و « الأقوام » عطف بر « اللّه » و « كلّهم » تأكيد آن و « الصالحين » عطف بر « اللّه » و « على سمعان » جار و مجرور متعلق به فعل يا شبه فعل عموم در محل رفع خبر مبتداست . و « من جار » متعلق به « حاصل » محذوف مىباشد كه در مقام بيان و تمييز نسبت است و « سمعان » اسم شخصى است . معناى شعر : « اى - لعنت خدا و تمامى اقوام و صالحين بر سمعان از حيث همسايه بودن » . فقيل : در اين مواردى كه « يا » بر الفاظى داخل مىشود كه شأنيت منادا واقع
--> ( 1 ) - صحيح البخارى : 2 / 62 . ( 2 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 796 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 171 ، شرح ابن يعيش : 2 / 24 ، همع الهوامع : 1 / 74 ، الكتاب : 1 / 374 .