غلامعلى صفايى

41

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

است مىباشد و « أكمؤا » جمع « كمء » به معناى قارچ و « عساقلا » عطف بر كلمهء قبل است و جمع « عسقول » كه نوعى از قارچ است مىباشد و « بنات الأوبر » جمع « ابن أوبر » كه نوعى قارچ سمى است مىباشد . معناى شعر : « و محققا چيدم براى تو قارچ‌هايى و قارچ‌هاى عسقول را و محققا نهى كرده‌ام تو را از خوردن قارچ سمى بنات الأوبر » . نكته : بايد دانست مركب اضافى كه در اوّل آن « ابن ، أخ و ذى » بوده و مضاف اليه آن غير عاقل باشد در هنگام تثنيه و جمع ، تنها مضاف آن به صورت مؤنث جمع بسته مىگردد . مانند : « بنات لبون » جمع « ابن لبون » و « ذوات الحجة » جمع « ذو الحجة » و « أخوات الحجر » جمع « أخو الحجر » . بنابراين « بنات أوبر » در شعر جمع « ابن أوبر » است . « 1 » الثاني و عشرون : آخرين معناى لام جاره تبيين است يعنى لام مبين و روشن كنندهء نكتهء مهمى كه در عبارت است مىباشد كه اگر اين لام نبود آن نكته در ابهام خود باقى مىماند و آن نكته مهم ، اشتباه مفعول با فاعل و بالعكس در كلام است ، و اين لام بر سه قسم است . 1 - لامى كه از جهت معنا - نه از حيث لفظ - مشخص مىكند مفعول را از فاعل و باعث تمييز مفعول از فاعل مىشود به اين گونه كه اين لام بر اسمى واقع مىشود و بيان مىكند كه اين اسم از جهت معنا مفعول فعل مقدم است به طورى كه اگر اين لام نبود آن مفعول با فاعل به جهت به صورت منصوب بيان‌كردن فاعل و مرفوع بيان شدن مفعول اشتباه مىشد . بايد دانست كه اين لام متعلق مىخواهد و متعلق آن فعل يا شبه فعل مقدم است . ضابطه و قاعدهء اين قسم چنين است كه اين لام بر اسم در دو باب فعل تعجب و اسم تفضيل كه ماده و مصدر هردو داراى معناى دوست‌داشتن يا نفرت داشتن باشد واقع مىشود و از حيث معنوى بيان مىكند كه اسم بعد از لام ، مفعول فعل و اسم بعد از أفعل تفضيل و أفعل تعجب در حكم فاعل است هرچند از حيث لفظى و تركيب نحوى به گونه ديگرى تركيب

--> ( 1 ) - ر . ك : النحو الوافى : 4 / 623 .