غلامعلى صفايى
42
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مىشود ، به عنوان مثال شما براى تعجب از دوستى يا نفرت به كسى مىگوئيد : « ما أحبّني » يا « ما أبغضني » اگر بعد از آن گفتيد « لفلان » معلوم مىشود كه آن « فلان » از حيث معنوى مفعول فعل تعجب بوده و ياء متكلم در حكم فاعل آن است ، هرچند از حيث لفظى و تركيب نحوى در عبارت : « ما أحبّني لفلان » ضمير مستتر در « أحبّ » فاعل است كه عود به « ما » مىكند و ضمير متكلم مفعول آن است و جار و مجرور متعلق به « أحبّ » است لكن همانطور كه گفته شد از جهت واقع و معنا ، آن ضمير متكلم منصوب در حكم فاعل و اسم مجرور در حكم مفعول است و اين گونه معنا مىشود : « در تعجبم كه چقدر دوست دارم آن فلان شخص را » . و در أفعل تفضيل مثلا گفته مىشود : « علىّ عليه السّلام أحبّ الناس لمحمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم » كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از حيث معنا و واقعيت خارجى مفعول است و ضمير مستتر در « أحبّ » فاعل است و معنا اين گونه مىشود : « حضرت على عليه السّلام بيشتر از همه مردم دوست مىداشت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را » . شايان ذكر است اگر اين لام نبود عبارت موجب اشتباه مفعول با فاعل مىشد چون آن اسم بعد از لام مرفوع ذكر مىشد مثل « ما أحبّني فلان » . بايد دانست كه اگر به جاى لام « إلى » گفته شد معنا برعكس مىشود در اين صورت مابعد « إلى » فاعل و آن اسم قبل - مثل ياء متكلم در مثال - كه در صورت وجود لام در معنا فاعل بود ، مفعول معنا مىشود ، مثلا اگر گفته شد : « ما أحبّنى إلى فلان » اين گونه معنا مىشود : « چقدر فلان شخص دوست دارد مرا » . الثاني و الثالث : دومين قسم از اقسام سهگانه لام تبيين ، آن لامى است كه در كلام ، فاعل را مشخص مىكند و در حالى كه آن فاعل هرگز با مفعول اشتباه نمىشود . و سومين قسم ، آن لامى است كه در كلام ، مفعول را مشخص مىكند ولى آن مفعول نيز هرگز با فاعل اشتباه نمىگردد ، بنابراين دو قسم أخير به خلاف قسم اوّل است زيرا در قسم اوّل در صورت عدم وجود لام - از حيث معنا - مفعول با فاعل اشتباه مىشد . بايد دانست كه اين دو قسم اخير ، خود به دو صورت است : 1 - مصحوب و مجرور آن در جمله از كلمات قبل شناخته شده نيست كه اولا ذات آن اسم چيست