غلامعلى صفايى
401
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
جمله در تائيد كلام « يقولون سبعة » است كه مسلمين قائل به آن هستند و مىگويند تعداد افراد اصحاب كهف هفت نفر مىباشد و خداوند قول آنان را تائيد مىكند و مىگويد « نعم هم سبعة » كه اين مقدر است سپس بر اين جمله مقدر ، يك جملهء مذكور عطف مىكند و مىگويد « و ثامنهم كلبهم » همانطور كه خداوند در فراز ديگر در رد غير مسلمين كه دراينباره دو قول دارند و قائلند : « سيقولون ثالثة رابعهم كلبهم و يقولون خمسة سادسهم كلبهم » مىگويد « رجما بالغيب » كه تقدير آن « رجموا رجما بالغيب » يعنى « پرتاب كردند - سختى بدون تحقيق - مثل پرتابكردن شيئى در تاريكى » . و يؤيّده قول ابن عباس : ابن عباس قول كسانى را كه مىگويند : واو در آيه عاطفه و مابعد آن از كلام خداوند است ، تائيد مىكند ؛ زيرا او گفته است تا آن جائى كه واو در آيه آمده است يعنى « وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ » بيان شمارش آن كسانى كه دربارهء اصحاب كهف نظر دادهاند مىباشد و حكايت آن اقوال در قرآن تمام شده است ، البته شمارش آن كسانى كه بشود به نظرشان التفات كرد و نظر افكند ، كه سه قول بود و إلّا نظريات خيلى ضعيف ديگر نيز دراينباره وجود دارد . سپس خداوند دو قول اول را رد مىكند و قول مسلمين « يقولون سبعة » را با عطف جملهاى برآن كه اشاره به صحت آن دارد تائيد مىكند . بنابراين قول ابن عباس كه مىگويد اين كلام خداست و اين جمله عطف بر جمل سابق است مؤيد قول كسانى است كه نظريه عاطفه بودن واو را دارند . فإن قلت : اگر كسى اشكال كند كه اگر مراد از جمله « و ثامنهم كلبهم » تصديق قول مسلمين « يقولون سبعة » بود پس چرا خداوند در آخر جملهاى مىآورد كه اشاره به اين است كه كسى جز خداوند و گروه قليلى از راسخين در علم تعداد اصحاب كهف را نمىدانند : « قل ربي أعلم بعدتهم و ما يعلمهم إلّا قليل » بنابراين خداوند مىگويد هيچكس مگر گروه قليلى تعداد آنان را نمىدانند ، پس قول اخير در آيه « يَقُولُونَ سَبْعَةٌ وَ ثامِنُهُمْ كَلْبُهُمْ » نيز صحيح نيست بنابراين اين قول نيز براى غير مسلمين است .