غلامعلى صفايى
402
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
قلنا : جواب مىدهيم كه قسمت آخر آيه متشكل از دو بخش است : 1 - جملهء اول « قل ربي أعلم بعدتهم » كه تأكيد جملهاى است كه خداوند در تصديق و تائيد قول صحيح كه از آن مسلمين است آورده و آن جمله تصديقكننده « و ثامنهم كلبهم » مىباشد و چون كلام خداوند است و خداوند عالم به عدد آنان است پس جملهء « ربى أعلم بعدتهم » تأكيد همين جملهء تصديقيه و تائيديه براى قول مسلمين است و مىخواهد بيان كند كه آن تصديق از ناحيهء عالم مصدّق كه خداوند مىباشد و حرفى در آن نيست . 2 - جملهء دوم « و ما يعلمهم إلا قليل » دليل آوردن آن در آيه مىتواند چند وجه داشته باشد : 1 - براى بيان اين مطلب است كه تعداد قائلين اين نظريهء صحيح ، كم هستند و آن هم مسلمين مىباشند . 2 - براى بيان اين مطلب است كه قائلين اين گفتار كه از يقين و جزم اين مطلب را مىگويند قليل است . 3 - بيان براى اين نكته است كه فهم و درك اين كه جملهء « و ثامنهم كلبهم » از كلام خدا بوده و تصديق قول مسلمين « يقولون سبعة » در آيه است ، بسيار مخفى و ظريف مىباشد و تفسير و استنباط آن براى كسى غير از مثل ابن عباس مقدور نمىباشد . و به همين جهت ابن عباس دراينباره مرتب مىگفته است : من از اين گروه قليل هستم كه قدرت فهم و درك اين جمله را دارد ، سپس ابن عباس براى بيان تعداد اين گروه قليل ، از همين آيه استفاده كرده و آن را تطبيق بر تعداد اين گروه مىكند و مىگويد كه تعداد آنان همانند تعداد اصحاب كهف قليل است « هم سبعة ثامنهم كلبهم » . العاشر : دهمين قسم از اقسام پانزدهگانه واو ، واوى است كه داخل بر جمله صفت مىشود تا بين موصوف و صفت قرار گرفته و موجب تأكيد ارتباط آن جمله صفت با موصوف خود گردد . يعنى ارتباطى كه به واسطهء ضمير رابط بين صفت و موصوف برقرار مىباشد تأكيد مىكند ، همچنين اين معنا را نيز افاده مىكند كه اتصاف موصوف به اين صفت در خارج يك امر ثابت و واقعى است . اين قسم را زمخشرى و پيروانش قائل هستند و براى آن مثالهائى زدهاند و آياتى از قرآن را حمل