غلامعلى صفايى

394

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

مىباشد او همسر معاويه است و فساد و زشت‌كارىهاى معاويه جان او را به لب رسانده بود و او بيابان‌نشينى را بهتر از كاخ‌نشينى و همسرى با معاويه مىدانست : « و لبس عباءة و تقرّ عيني * أحبّ إليّ من لبس الشفوف » « 1 » شاهد : در نصب « تقرّ » به واسطهء « أن » بعد از واو است كه بعد از تأويل به مصدر رفتن ، عطف بر اسم صريح « لبس » مىشود . معناى شعر : « و پوشيدن عبا و روشنائى چشمم بهتر است براى من از پوشيدن لباس پشمى » . و الثاني شرطه : شرط قسم دوّم - يعنى نصب فعل مضارع به واسطهء « أن » مقدر و عطف آن بر مصدر متوهم از فعل و يا شبه فعل سابق - اين است كه بايد قبل از آن ، نفى يا جملهء طلبيه باشد . كوفيون اين واو را عاطفه ندانسته بلكه آن را واو صرف مىدانند ، زيرا اعراب فعل مضارع بعد را كه بايد مطابق فعل مضارع قبل باشد صرف كرده و برمىگرداند به نصب كه اين اعراب مخالف اعراب فعل مضارع قبل است . آنان قايل هستند كه همين خصوصيت صرفيت واو ، فعل مضارع را نصب مىدهد . به عنوان مثال در جملهء : « لا تاكل السمك و تشرب اللبن » كه ظاهرا بايد فعل مضارع دوّم مجزوم همانند فعل مضارع قبل باشد كه در اين صورت معناى عبارت نهى از خوردن ماهى و نوشيدن شير در هردو صورت اجتماعى و انفرادى آن است ، ولى چون مراد متكلم تنها نهى از صورت اجتماع اين دو است لذا اعراب فعل مضارع بعد را مخالف اعراب فعل مضارع قبل قرار مىدهد تا توهم نهى از هردو صورت اجتماع و انفراد خوردن ماهى و نوشيدن شير نشود و تنها صورت اجتماع آن دو را شامل شود . « 2 » لكن قول مؤلف كتاب مخالف اين نظريه بوده و مىگويد : بايد توجه داشت كه نصب آن فعل به واسطهء صرفيت واو نيست بلكه توسط « أن » مصدريه است و مثال اين قسم ، آيهء شريفه است : أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِينَ ( آل عمران / 142 )

--> ( 1 ) - ر . ك ، ترجمه و شرح مغني الأديب ، بحث لعل . ( 2 ) - براى تحقيق رجوع شود به الإنصاف : 2 / 555 .