غلامعلى صفايى

393

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

اين صورت ، جملهء اسميه در محل نصب بنا بر حاليت است . نكته : در نزد كسانى كه تعدد حال اجازه نمىدهند واو فقط عاطفه مىباشد . الرابع و الخامس : چهارمين و پنجمين قسم از اقسام پانزده‌گانهء واو ، واوى است كه لفظ بعد از آن منصوب مىشود اين دو عبارت هستند از : 1 - واو مفعول معه : ينصب تالي الواو مفعولا معه * في نحو « سيري و الطريق مسرعة » مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام در ذم بعضى از اصحاب خود : « و كأنّي أنظر إليكم تكشّون كشيش الضّباب لا تأخذون حقّا و لا تمنعون ضيما قد خلّيتم و الطّريق فالنّجاة للمقتحم و الهلكة للمتلوّم » « 1 » شاهد : در استعمال واو مفعول معه و نصب اسم بعد از آن در « و الطريق » است . معناى كلام : « گويا نظر مىكنم به سوى شما كه هياهو مىكنيد مثل هياهوى ماليدن پوست سوسمار كه نه حقى را مىگيريد و نه ظلمى را منع مىكنيد محققا شما آزاد گذارده شده‌ايد با راه بهشت پس نجات براى آن شخصى است كه قرار گرفته - در راه خدا - و هلاكت براى شخص متوقف است » . و ليس النصب بها : دربارهء عامل نصب اسم بعد از واو مفعول معه ، در بين نحويون اختلاف است مصنف كتاب و اكثر نحويون قائل هستند كه عامل نصب آن ، فعل يا شبه فعل مقدم از واو است همان‌طور كه ابن مالك در الفيه گفته‌اند : بما من الفعل و شبهه سبق * ذا النصب لا بالواو في القول الأحقّ لكن جرجانى قائل است كه عامل نصب آن ، خود واو مفعول معه است . 2 - دومين واوى كه لفظ بعد از آن منصوب مىشود ، واوى است كه داخل بر مضارع منصوب مىشود و نصب اين فعل به واسطهء « أن » مصدريه مقدر است كه اين فعل را تأويل به مصدر مىبرد تا اينكه اين اسم مؤول را بر اسم صريح يا اسم مؤول و متصيد و متخذ از فعل يا شبه فعل قبل عطف كند ، و مثال اوّل يعنى مثال براى عطف فعل منصوب به همراه « أن » مقدر بر اسم صريح قبل ، مانند قول ميسون

--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ط 123 / 381 .