غلامعلى صفايى

391

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شاهد : در دخول واو حاليه بر جمله اسميه « أنتم آخر الامم » است . معناى شعر : « چه پاسخى مىگوئيد اگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به شما بگويد : چه چيزى انجام داديد - در حالى كه شما آخرين امت هستيد - با عترت و خاندان من بعد از مرگم ، بعضى از آنان اسير و بعضى ديگر آغشته به خون شده‌اند و اين پاداش من نبود » . نام ديگر واو حاليه ، واو ابتدائيه نيز مىباشد زيرا همواره در ابتداى جمله حاليه و كثيرا بر سر مبتداى جمله اسميه قرار مىگيرد . و يقدّرها سيبويه : سيبويه و نحويون قديم در هنگام بيان معناى جمله حاليه و تقدير معنوى آن بجاى واو « إذ » قرار مىدهند ، شايان ذكر است كه آنان قصد ندارند كه بگويند واو به معناى « إذ » مىباشد زيرا هرگز حرفى مترادف به معناى اسمى نمىشود زيرا اين دو قسيم هم هستند و معناى حرف معناى غيرمستقل است به خلاف اسم كه داراى معناى مستقل مىباشد ، بلكه آنان مىخواهند بيان كنند كه واو و مابعد آن ، قيد فعل قبل از خود همانند « إذ » مىباشد لذا در هنگام بيان تقدير معنوى جمله به جاى « واو » كلمه « إذ » قرار مىدهند . و در ضمن علت تقدير نگرفتن « إذا » به جاى « إذ » اين است كه « إذا » ظرفيه داخل بر جمله اسميه نمىشود . و من أمثلتها : و از مثالهاى واو حاليه كه داخل بر جملهء فعليه شده ، اين شعر فرزدق است : « بأيدي رجال لم يشيموا سيوفهم * و لم تكثر القتلى بها حين سلّت » « 1 » شاهد : در دخول واو حاليه بر جمله فعليه كه در محل نصب بنا بر حاليت مىباشد است . و واو در شعر عاطفه نمىباشد زيرا اگر واو عاطفه فرض شود ، معناى شعر فاسد گشته و مراد شاعر نيز نمىباشد ، زيرا اين شعر كه در مقام مدح « رجال » است به ذم آنان تبديل مىشود ، چون اگر واو عاطفه قرار داده شود اين واو عطف مىكند جمله بعد را به جملهء « لم يشيموا » كه صفت براى « رجال » است پس

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 778 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 6 / 108 ، الإنصاف : 2 / 667 ، شرح ابن يعيش : 2 / 67 ، لسان العرب : 12 / 330 .