غلامعلى صفايى
39
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مىدهند به طريق أولى مىتواند عمل جر كنند ؛ زيرا در ظرف و جار و مجرور عامل بسيار ضعيف نيز كفايت در عمل مىكند ، مانند قول امرىء القيس در تشبيه اسب خود به عقاب : « كأنّ قلوب الطيّر رطبا و يابسا * لدى وكرها العنّاب و الحشف البالي » « 1 » شاهد : در نصب « رطبا و يابسا » به وسيلهء حرف « كأنّ » بنابر حاليت از « قلوب الطير » مىباشد ، زيرا « كأنّ » داراى معناى فعل « شبهّت » است و « قلوب » اسم آن و « العتاب » خبر آن است . معناى شعر : « قلوب پرندگان در حالى كه بعضى از آن قلبها تازه بوده و گروه ديگر از آن خشك - كنايه از شكار تازه و كهنه است - در نزد آشيانه آن عقاب ، شباهت دارد به عناب و خرماى خشك و پوسيده » . بايد توجه داشت كه قلب پرندگانى كه تازه شكار شدهاند به جهت تازگى تشبيه شده به عناب كه رنگ آن قرمز روشن است و قلب پرندگانى كه مدتى بوده كه شكار شده به جهت كهنگى تشبيه شده به خرماى پوسيده كه رنگ آن سياه است ، و شاعر با تشبيه اسب خود به عقاب با اين خصوصيت مىخواهد اين نكته را بيان كند كه آن اسب چون عقاب شكارى است . 2 - قول دوّم در مسألهء متعلق لام استغاثه - بنابر غير زايده بودن - اين است متعلق به فعل نداى محذوف « أدعو » است ابن ضايع و ابن عصفور اين قول را اختيار كرده و نسبت مىدهند به سيبويه كه او نيز اين قول را دارد ، لكن به آنان اعتراض شده به اينكه « أدعو » خود فعلى متعدى مىباشد و نيازى به لام جاره براى توسط آن بين فعل و مفعولش نمىباشد . از اين اشكال ابن أبي الربيع از نحويون اندلس جواب داده به اينكه اين فعل محذوف متضمن معناى فعل متكلم وحده از ماده التجاء « التجى » - البته هرگاه مراد از ندا ، التجا و كمك خواستن باشد - است مثل « يا لزيد » و يا از ماده تعجب « أتعجب » هرگاه مراد از نداء ، اظهار تعجب باشد است ، مانند : « يا
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 595 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 322 .