غلامعلى صفايى
389
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
قراءت ضعيف نمىشود تمسك كرد . « تنبيه » قد تخرج الواو : بايد دانست كه گاهى مجازا واو عطف از معناى اصلى خود ( مطلق الجمع ) است خارج شده و به معناى باء جاره استعمال مىشود ، ولى عمل آن را ندارد و به همين خاطر كلمهء بعد از حيث اعراب حكم ماقبل را دارد ، مانند قول عربها : « أنت أعلم و مالك » يعنى « أنت أعلم به مالك » و « بعت الشاء و درهما » يعنى « فروختم گوسفندان را هرگوسفند در مقابل يك درهم » . قابل ذكر است كه در مثال « الشاء » جمع « شاة » است و « شاة » در عبارت بدل بعض از كل « الشاء » مىباشد و چون بدل بعض از كل رابط مىخواهد يك « منها » در تقدير است و در اينجا بدل نكره از معرفه اشكال ندارد زيرا الف و لام « الشاء » براى جنس است . و اسمى كه الف و لام جنس دارد در حكم نكره است . الثاني و الثالث : دومين و سومين قسم از اقسام پانزدهگانه واو ، دو واوى هستند كه لفظ بعد از آنها رفع داده مىشود و آنها عبارتند از : 1 - واو استينافيه 2 - واو حاليه . إحداهما : واو استيناف عبارت است از واوى كه بر جمله استينافيه قرار مىگيرد ، مانند واو در اين آيهء شريفه : مَنْ يُضْلِلِ اللَّهُ فَلا هادِيَ لَهُ وَ يَذَرُهُمْ ( الأعراف / 186 ) شاهد : در استينافيه بودن واو در « يذرهم » است كه به همين دليل « يذر » رفع داده شده و مجزوم بنا بر عطف بر « يظلل » نمىباشد البته در قراءت كسى كه « يذر » را رفع داده است . و مانند آيهء شريفهء : وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ ( البقرة / 282 ) شاهد : در رفع « يعلّم » بنابر استينافى بودن واو است زيرا واو نمىتواند عاطفه باشد چون عطف جملهء خبرى « يعلّم » بر جمله انشايى « اتقوا » لازم مىآيد كه صحيح نيست ؛ زيرا عطف جملهء خبرى بر انشايى و بالعكس جايز نمىباشد . و مانند قول ابو اللّحّام تغلبى از شعراى جاهلى :