غلامعلى صفايى

371

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

مىشود به معناى آن است تنها بر فعل داخل مىشود ، در حالى كه « هل » بر اسم نيز داخل مىشود سپس مصنف كتاب مىگويد نقل كلام زمخشرى از سيبويه صحيح است و سيبويه اين مطلب را در باب « أم » متصله ذكر كرده است . « 1 » ولى بايد توجه داشت كه خود سيبويه در برخى از مطالب كتاب خود ، مخالف اين قول را نيز بيان كرده است ، به عنوان نمونه در باب « عدة ما يكون عليه الكلم » « 2 » بيان كرده است كه اين نص و تصريح آن مىباشد : « هل » براى استفهام است . و هيچ چيز ديگر اضافه برآن نكرده است . و اگر « هل » داراى معناى « قد » بود ، ايشان بايد آن را متذكر مىشد ، بنابراين كلام سيبويه مشوش و مخالف با هم است . و قال الزمخشري : زمخشرى در كتاب « الكشاف » « 3 » در تفسير آيهء اول سورهء الإنسان گفته است كه « هل أتى » به معناى « أقد أتى » است يعنى « هل » به معناى « قد » تقريب مىباشد و در ضمن يك همزه مجازى تقرير و اقرار نيز قبل از آن در تقدير است پس اين آيه دلالت بر هردو معناى تقريب و تقرير مىكند و معناى كل آيه اين گونه مىشود : « آمد بر انسان قبل زمان قريب و نزديك به زمان كنونى ، طائفه و مقدارى از زمان زياد و مستمر - زمان قبل از خلقت انسان - كه نبود در آن زمان انسان چيز قابل ذكرى بلكه چيزى بود به فراموشى سپرده شده و به صورت نطفه در اصلاب و محل استقرار نطفه قرار داشت » . و مراد از « الإنسان » در آيه افراد انسان نيست بلكه جنس انسان است زيرا در آيهء بعد كه در مورد مشابه اين آيه است ، خلقت انسان را از نطفه بيان مىشود و چون بعضى از افراد انسان مانند حضرت آدم و حوا از نطفه آفريده نشده‌اند پس مراد افراد انسان نيست : إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ ( الإنسان / 2 ) . بنابراين مراد جنس انسان مىباشد و خروج بعضى از افراد آن از اين كيفيت خلقت ، ضرر به كلام نمىزند زيرا جنس شيء منافاتى با تحقق آن در بعضى افراد و عدم تحقق آن در بعضى ديگر ندارد . انتهى كلام زمخشرى .

--> ( 1 ) - الكتاب : 1 / 574 . ( 2 ) - الكتاب : 2 / 367 . ( 3 ) - الكشاف : 4 / 655 . قابل ذكر است كه منقول از الكشاف نقل به معنا است و عين عبارت نمىباشد .