غلامعلى صفايى
332
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
چون اين تنوين در صورت نكره بودن آن اسماء مىآيد به آن تنوين تنكير گويند . بايد دانست كه اين تنوين در دو موضع استعمال مىشود : الف - اسم فعل : كه استعمال آن سماعى است مانند « صه و مه و إيه » كه اگر بدون تنوين باشد اين اسم فعلهاى امر دلالت بر فرمان و امر مشخص مىكند و اگر با تنوين باشد دلالت بر فرمان و امر نامشخص مىكند به عنوان مثال « صه » به معناى « اسكت » است ، اگر با تنوين باشد يعنى طلب ساكت شدن على الاطلاق ، لكن اگر بدون تنوين باشد يعنى طلب سكوت مشخص و معين در مورد چيزى و يا در زمان خاصى ، و « مه » به معناى « اكفف » يعنى بازدار است كه اگر با تنوين باشد بازداشتن على الاطلاق معناى آن است و اگر بدون تنوين باشد به معناى بازداشتن از امر خاصى است و « إيه » به معناى « امض في حديثك » است كه اگر با تنوين باشد به معناى بيفزاى مرا از هرسختى و اگر بدون تنوين باشد به معناى بيفزاى مرا درباره سختى خاص است . دراينباره ابن مالك گفته است : و احكم بتنكير الّذى ينّون * منها و تعريف سواه بيّن ب - اسماى علم مختوم به پسوند « ويه » مانند : « سيبويه ، قولويه ، درستويه . . . » كه در اين مورد قياسى است و اگر اين اسماء با تنوين باشند به معناى يك فرد نامشخص كه داراى مثلا اسم سيبويه است و اگر بدون تنوين باشد به معناى يك فرد مشخص كه داراى اين اسم مىباشد . مانند : « جاءني سيبويه و سيبويه آخر » . نكته : شايان ذكر است كه علت نوشتن تنوين تنكير در مورد اخير به صورت تنوين جر مثل « سيبويه » با توجه با اينكه عطف بر فاعل فعل قبل است ، كسره داشتن حرف آخر اين نوع كلمات است . و أمّا تنوين « رجل » : بايد دانست كه تنوين در كلمه « رجل » و ديگر كلماتى كه همچون آن معرب و منصرف است تنوين تمكين مىباشد و تنوين تنكير نمىباشد زيرا تنوين تنكير تنها به كلمات خاصى كه مبنى مىباشند مثل اسماى افعال اضافه مىشود لكن بعضى از محصلين اين گونه پنداشتهاند كه تنوين « رجل » به علت نكره بودن آن تنوين تنكير است ، در حالى كه اين رأى ، توهمى بيش نيست زيرا اگر مثلا