غلامعلى صفايى

33

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

« للّه يبقى على الأيام ذو حيد * أدفى صلود من الأوعال ذو خدم » « 1 » شاهد : در معناى قسم تعجبيه داشتن لام و مقسم به آن اسم « اللّه » بودن است . تركيب شعر : « للّه » جار و مجرور متعلق به « اقسم » مقدر « يبقى » جواب قسم و قبل از آن يك حرف نفى در تقدير است ؛ زيرا جواب قسم يا بايد با ادات تأكيد مثل « إنّ » و يا با حرف نفى چه مذكور و چه مقدر مثل تَاللَّهِ تَفْتَؤُا تَذْكُرُ يُوسُفَ ( يوسف / 85 ) باشد . و « على الأيام » متعلق به « يبقى » و « ذو » فاعل « يبقى » و « حيد » جمع « حيدة » به معناى گره در شاخ ، مضاف اليه و « أدفى » صفت براى « ذو » و به معناى حيوانى كه شاخ‌هايش به طرف عقب ميل پيدا كرده است و « صلود » صفت ديگر براى « ذو » است و به معناى حيوانى است كه كوه به واسطه سمهاى او به صدا درمىآيد . « من الأوعال » صفت براى « صلود » و « ذو خدم » صفت ديگر براى « ذو حيد » است و « خدم » به معناى خطوط در پا و دستها است . معناى شعر : « متعجبم و به خدا قسم مىخورم كه باقى نمىماند بر روزگار صاحب شاخ‌هاى گره‌دارى كه اين چنين صفت دارد شاخ‌هايش - از پيرى - به عقب مايل شده و كوهسار از برخورد پاى او به صدا درمىآيد و اين حيوان از بزهاى كوهى است كه اين چنين صفت دارد و دست و پاى او داراى خطوط است » . اين شعر كنايه از مرگ تمامى موجودات است حتى آن حيواناتى كه عمر بسيار زياد مىكنند مانند بز كوهى . قابل ذكر است كه اين حيوان هرچه شاخ‌هايش گره بيشتر داشته و مايل به عقب باشد ، نشانه سن بالا و عمر طولانى او مىباشد . التاسع عشر : نوزدهمين معناى لام جاره ، تعجب است بدون اينكه مانند معناى قبل همراه با دلالت بر معناى قسم باشد و لام با اين معنا استعمال مىشود در نداى تعجبيه يعنى وقتى كه كسى از كيفيت يا كميت چيزى تعجب كند آن را منادا قرار مىدهد و لام تعجبيه بر آن منادا قرار مىدهد ، مانند قول أعراب در هنگامى كه مثلا دريا را ببيند و بگويد : « يا للماء » زمانى كه از كميّت و كثرت آن تعجب كنند ، و يا

--> ( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 297 ، شرح ابن يعيش : 9 / 98 ، لسان العرب : 3 / 158 ، شرح شواهد المغني : 1 / 156 و 2 / 573 .