غلامعلى صفايى

324

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

زمانى » مىباشد و در اين صورت « مهما » محلا منصوب بنا بر مفعول فيه براى فعل شرط بعد است و اين معنا را ابن مالك براى « مهما » ذكر كرده است و اعتقاد دارد كه هيچكدام از نحويون اين معنا را براى « مهما » ذكر نكرده‌اند و براى اثبات وجود اين معنا براى اين كلمه استشهاد به قول حاتم طائى كرده و شعر او را قراءت و انشاد كرده است : « و إنّك مهما تعط بطنك سوله * و فرجك نالا منتهى الذّم أجمعا » « 1 » شاهد : در شرطيه زمانيه بودن « مهما » و محلا منصوب بنا بر ظرف شرط بودن آن است . تركيب شعر : « إنّ » حرف مشبهة بالفعل و ضمير كاف محلا منصوب و اسم آن و كل جملهء بعد در محل رفع خبر آن است « مهما » اسم شرط زمانى در محل نصب ظرف « تعط » و اين فعل شرط ، مجزوم به حذف لام الفعل آن كه ياء بوده است مىباشد و فاعل آن ضمير مستتر « أنت » است و « بطن » مفعول و مضاف به ضمير و « سول » مفعول دوّم فعل « تعط » و مضاف به ضمير غايب و « فرج » عطف بر « بطن » و « نالا » فعل تثنيه در محل جزم ، جواب شرط است و « منتهى » مفعول آن و مضاف به « الذم » و « أجمع » تأكيد « منتهى الذم » است و الف براى اطلاق شعرى است . معناى شعر : « و همانا تو اگر زمانى عطا كنى شكم و فرجت را هرچه كه مىخواهد ، اين دو مبتلا به منتهاى مذمت مؤكدا مىشوند » . و أبياتا اخر : ابن مالك علاوه‌بر شعر حاتم به اشعار ديگرى نيز براى اثبات شرطيه زمانيه بودن « مهما » تمسك كرده است ، مثل شعر طفيل غنوى : « نبئت أنّ أبا شييم يدّعى * مهما نعش نسمع بما لم نسمع » « 2 » و خود ابن مالك ظرفيت « ما » و « مهما » در كتاب كافيه خود به شعر درآورده : و قد أتت « مهما » و « ما » ظرفين في * شواهد من يعتضد بها كفى و لا دليل في ذلك : مؤلف كتاب مىگويد : با اين شعر حاتم و ديگر اشعار نمىتوان ظرفيه و مفعول فيه بودن « مهما » را اثبات كرد هرچند شرطيه بودن آن را بتوان به واسطه جزم آن به فعل شرط و جواب اثبات كرد ، زيرا احتمال دارد كه

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 744 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 350 ، همع الهوامع : 2 / 57 ، شرح الاشموني : 4 / 12 ، اللباب : 207 . ( 2 ) - ر . ك ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 238 .