غلامعلى صفايى
32
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و أنكرها البصريون و من تابعهم : اين معنا را براى لام ، بصريون و پيروان آنان انكار كردهاند ، در زمرهء تابعين بصريون ، زمخشرى است كه مىگويد : تحقيق اين است كه لام در آيه به معناى علت و تعليل است ، لكن چون آل فرعون به علت دشمنى و حزن ، حضرت موسى عليه السّلام را از آب نگرفتند بلكه به علت فرزند خواندگى و سرور اين كار كردند پس مجازا اين « يكون لهم عدوا و حزنا » در مقام علت قرار داده شده و بعد از لام علت ذكر شده است ، و بيان مجازيت اين جمله به اين طريق است كه انگيزهء آل فرعون از التقاط و گرفتن حضرت موسى از آب ، دشمن شدن و عامل اندوه شدن او نمىباشد بلكه علت حقيقى آن ، دوستى و فرزند خواندگى است ، لكن چون همانا عدوّ بودن و عامل حزن بودن نتيجهء واقعى و ثمرهء كار اين التقاط و از آب گرفتن حضرت موسى شده است . لذا نتيجهء واقعى اين كار تشبيه شده به انگيزه حقيقى كه در ذهن آل فرعون بود و كار التقاط به خاطر آن صورت گرفته است سپس به جاى علت حقيقى التقاط قرار داده شده است ، بنابراين لام مجازا و استعاره در معناى تعليل استعمال شده است زيرا لام تعليل وقتى استعمال حقيقى مىشود كه مابعد ، علت براى فعل ماقبل از ديدگاه فاعل فعل سابق باشد در حالى كه در اينجا اين گونه نيست بلكه مجازا علتى جايگزين علت اصلى شده و بالتّبع مجازيت مابعد ، لام نيز مجاز مىشود . همچنان كه « أسد » مجازا استعمال مىشود در كسى كه در شجاعت شبيه شير است و گفته مىشود : « رايت أسدا يرمى » در حالى كه مراد همان رجل شجاع است . الثامن عشر : هيجدهمين معناى لام جاره ، قسم و اظهار تعجب از وقوع مقسم له ( چيزى كه به خاطر آن قسم خورده مىشود ) است ، و همواره مقسم به لام در اين مورد ، كلمه « اللّه » است ، مانند قول ساعدة بن جويه از شعراى مخضرم در سوگ عزيزان خود : يا ليت شعري و لا منجى من الهرم * أم هل على العيش بعد الشّيب من ندم