غلامعلى صفايى
31
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
حسدوا الفتى إذ لم ينالوا سعيه * فالنّاس أضداد له و خصوم « كضرائر الحسناء قلن لوجهها * حسدا و بغيا : إنّه لذميم » « 1 » شاهد : در معناى تبليغ نداشتن لام به جهت دخول آن بر غير مقول له است زيرا چهره و صورت كسى نمىتواند مخاطب كسى باشد بنابراين لام يا به معناى تعليل است و يا به معناى « عن » مىباشد . معناى شعر : « حسادت مىكنند جوانمرد را زمانى كه مردم به پاى سعى و كوشش او نرسند پس مردم با او در ضديت و خصومت هستند ، جريان اين جوان كوشا مثل زوجههاى زيبارويى است كه زنان درباره صورت او يا به جهت مذمت صورت او به خاطر حسادت و دشمنى مىگويند صورت او قبيح و كريه است » . ضرائر : جمع ضرّه به معناى زوجه است . السابع عشر : هفدهمين معناى لام ، صيرورت « گرديدن » است كه به آن لام عاقبت و مآل ( نتيجه ) نيز مىگويند و آن لامى است كه دلالت مىكند بر اينكه مابعد بر خلاف انتظار و ميل فاعل ماقبل نتيجه فعل مقدم گرديده است ، مانند از آب گرفتن حضرت موسى عليه السّلام توسط خانواده فرعون كه آنان در اين انديشه بودند كه او را فرزندخوانده خود قرار دهند تا موجب گرمى و شادى خانه آنها شود و لكن به خلاف ميل و انتظار آنها ، او دشمن و موجب حزن آنان گرديد : فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً ( القصص / 8 ) و مانند قول امير المؤمنين عليه السّلام در بىوفائى دنيا : « إنّ للّه ملكا ينادى في كلّ يوم : لدوا للموت و اجمعوا للفناء و ابنوا للخراب » « 2 » شاهد : در معناى صيرورت لام است زيرا تولد فرزند در نزد مردم براى حيات است نه مرگ ، و همچنين اجتماع خانوادگى براى گرد هم بودن است نه تفريق و فنا ، و همينطور ساختن بنا براى استوارى و دوام آن است نه براى خراب و انهدام آن مىباشد .
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 570 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 295 . ( 2 ) - نهج البلاغة : ح 127 / 1150