غلامعلى صفايى

293

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

و قال غيره : لكن غير ابو على فارسى گفته است « من » در اين شعر موصوله است و فاعل « نعم » مىباشد و « هو » مبتداست كه خبر آن يك « هو » ديگر بوده كه حذف شده است و ظرف يعنى « في سر » متعلق به « هو » محذوف است و اين « هو » مىتواند متعلق قرار گيرد زيرا متضمن معناى فعل است زيرا وقتى خبر « هو » متحد و هم شكل با مبتدا باشد يعنى خبر در لفظ و معنا همان مبتدا بوده و اصل وجود خارجى خبر براى مبتدا ثابت باشد بنابراين « هو » دوّم متضمن معناى فعل « ثبت » يا شبه فعل « ثابت » است . و تقدير معنوى آن اين گونه است : « نعم من هو ثابت في حالتي السرّ و العلانية » . قلنا : مصنف كتاب به عنوان اشكال مىگويد : در اين صورت كه « هو » دوّم محذوف فرض شده و خبر براى « هو » صدر صله گرفته مىشود ، لازم است براى فعل « نعم » يك « هو » ديگر به عنوان مخصوص بالمدح در تقدير گرفته شود زيرا همواره اين افعال مخصوص بالمدح مىخواهند ، بر اين اساس تقدير آن عبارت اين گونه مىشود « فنعم من هو هو هو » و مىدانيم اين تقدير دچار ضعف است زيرا حذف دو « هو » قبيح است . ثانيهما : دومين معناى اضافه شده بر معناى چهارگانه « من » معناى تأكيد است و اين در صورتى است كه « من » زائده واقع شود و اين اعتقاد كسايى است كه قائل است « من » همانند « ما » زائده واقع مىشود شايان ذكر است كه اين اضافه‌كردن معناى تأكيد بر ديگر معانى « من » بر مبناى كوفيون كه مىگويند بعضى از اسماء همانند بعضى از حروف مىتوانند به صورت زائده استعمال شوند ، مشكلى ندارد لكن روى مبناى بصريون غلط است زيرا آنان قائلند كه تنها حرف است كه زائده واقع مىشود ، كوفيون براى اثبات قول خود به شعر حسان بن ثابت تمسك كرده‌اند : « فكفى بنا فضلا على من غيرنا * حبّ النبيّ محمّد إيّانا » « 1 » و براى اثبات ادعاى خود مىگويند : « من » زائده است و « غير » مجرور به « على » است پس « من » زائده بين جار و مجرور واقع شده است . شايان ذكر است كه

--> ( 1 ) - ر . ك ، ترجمه و شرح مغني الأديب : 2 / 38 .