غلامعلى صفايى

272

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

أكثر العرب : بيشتر عربها اگر زمان وقوع اسم مجرور ، حاضر باشد واجب مىدانند كه آن اسم بعد از « مذ و منذ » مجرور باشد و اگر زمان وقوع آن اسم ماضى بود ، مىگويند اگر حرف جر آن « منذ » بود دو وجه جايز است 1 - جر 2 - رفع بنابر خبريت ، لكن مجرور بودن آن اسم بر مرفوع شدنش ترجيح دارد و اگر « مذ » بود بالعكس رفع آن اسم بر جرش ترجيح دارد . زيرا « منذ » اصل « مذ » است و اصل در استعمال اين دو به صورت حرف جر مىباشد لذا رفع اسم بعد خلاف اصل و فرع است بنابراين در « منذ » مراعات اصل مىشود و « مذ » به جهت فرعيتش در استعمال فرعى قرار مىگيرد . الثانية : دومين حالت از حالات سه‌گانهء « مذ و منذ » اين است كه بعد از آن اسم مرفوعى ذكر شود ، مانند : « ما رأيته مذ يوم الخميس » يا « ما رأيته منذ يومان » . درباره تركيب « مذ و منذ » در اين حالت سه قول است : 1 - قول مبرد و ابن سراج و ابو على فارسى : « مذ و منذ » اسم و مبتدا بوده و اسم مرفوع بعدشان خبر آن است و معناى « مذ و منذ » اگر زمان آن اسم مرفوع حال و يا آن اسم از اسماى معدود بود « الأمد » يعنى غايت است مانند « ما رأيته مذ يومان » يعنى « نديده‌ام او را و غايت نديدنم دو روز است » و « ما رأيته منذ يومنا » يعنى « نديده‌ام او را و غايت نديدنم امروز است » . و اما اگر زمان اسم مرفوع ، ماضى بود ، معناى اين دو كلمه « اوّل المدة » مىشود ، مانند « ما رأيته مذ يوم الخميس » يعنى « نديده‌ام او را و اوّلين زمانى كه نديده‌ام او را تاكنون روز پنجشنبه است » . 2 - قول اكثر كوفيون : « مذ و منذ » اسم و ظرف بوده و اضافه شده‌اند به جمله‌اى كه فعل آن حذف شده و فاعل آن فعل كه همين اسم مرفوع بعد از « مذ و منذ » مىباشد باقى مانده است و اصل « ما رأيته مذ يومان » اين گونه بوده است : « ما رأيته مذ كان يومان » سپس « كان » تامه حذف شده و فاعل آن « يومان » باقى مانده است و خود « مذ و منذ » كه ظرف هستند متعلق به فعل قبل مىباشند . ابن مالك و سهيلى اين قول را پذيرفته‌اند .