غلامعلى صفايى
27
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
احتمال معناى « بعد » نيز براى لام وجود دارد ، بنابراين تمسك به آن براى اثبات معناى معيت براى لام صحيح نمىباشد . الرابع عشر : چهاردهمين معناى لام جاره مرادف با معناى « من » است به طورى كه مىتوان لام را حذف كرد و به جاى آن « من » جايگزين نمود و تغيير معنوى در كلام ايجاد نشود ، مانند : « سمعت له صراخا » كه در اينجا « له » به معناى « منه » است ، زيرا فعل « سمع » با « من » متعدى مىشود ، چنانكه در اين آيه شريفه ملاحظه مىگردد : وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذىً كَثِيراً ( آل عمران / 186 ) . و مانند قول أبى الأسود الدؤلي : « و عجبت للدنيا و رغبة أهلها * و الرزق فيما بينهم مقسوم » « 1 » شاهد : در معناى « من » داشتن لام است ، زيرا ماده « عجب » با « من » متعدى مىشود ، مانند قول امير المؤمنين عليه السّلام در حكايت قول فرعون درباره حضرت موسى و هارون : « فقال ألا تعجبون من هذين يشرطان لى دوام العزّ و بقاء الملك و هما بما ترون من حال الفقر و الذّل » « 2 » معناى شعر : « تعجب مىكنم از دنيا و ميل و رغبت اهل دنيا به آن در حالى كه رزق و روزى در بين آنان - توسط خداوند عادل - تقسيم گرديده شده است » . الخامس عشر : پانزدهمين معناى لام جاره تبليغ است به اين گونه كه لام دلالت مىكند كه فاعل فعل قبل ، فعل خود را - كه آن فعل ، قول و آنچه به معناى قول است - به مجرور كه سامع است ، رسانده است ، مثل : « قلت له : گفتم و رساندم مطلب را به او » و « أذن له : اذن و اجازه داد به او ، يعنى اين مطلب إذن دادن را به او رساند و گفت » و « فسّرت له : توضيح دادم و روشن نمودم براى او ، يعنى مطلب توضيح دادن را به او رساندم و گفتم » .
--> ( 1 ) - أدب الطف : 1 / 104 . ( 2 ) - نهج البلاغة : ط 234 / 790 .