غلامعلى صفايى

28

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

و قابل ذكر است كه إذن دادن و تفسير نمودن ملازم قول و گفتن است ، پس از اين جهت به معناى قول مىباشند . و مانند قول حسان در بيان انتصاب امير المؤمنين على بن أبى طالب عليه السّلام به مقام ولايت از طرف خداوند متعال كه توسط حضرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به مردم ابلاغ شد : يناديهم يوم الغدير نبيّهم * بخمّ و أسمع بالنبيّ مناديا و قد جاءه جبريل عن أمر ربّه * بأنّك معصوم فلاتك وانيا و بلّغهم ما أنزل اللّه ربّهم إليك * و لا تخش هناك الأعاديا فقام به إذ ذاك رافع كفّه * بكفّ علىّ معلن الصوت عاليا فقال : فمن مولاكم و وليّكم * فقالوا و لم يبدوا هناك تعاميا إلهك مولانا و أنت ولّينا * و لن تجدن فينا لك اليوم عاصيا « فقال له : قم يا عليّ فإننّي * رضيتك من بعدى إماما و هاديا » « 1 » فمن كنت مولاه فهذا وليّه * فكونوا له أنصار صدق مواليا شاهد : در معناى تبليغ داشتن لام در اين بيت از قصيدهء غديريه است . السادس عشر : شانزدهمين معناى لام جاره ، معناى « عن » است به اين گونه كه مىتوان به جاى لام جارهء به اين معنا ، كلمه « عن » قرار داد و خللى از حيث لفظى و معنوى به كلام وارد نشود . بايد دانست در اين معنا حتما مجرور بايد غائب يا در حكم غائب باشد مانند كسى كه در مجلس و در حضور متكلم است لكن همانند شخص غائب توجهى به متكلم ندارد و خطاب در هرصورت نبايد به مجرور باشد بلكه خطاب در عبارت به غير مجرور است لكن درباره اوست ، و إلا اگر خطاب به مجرور بود در اين صورت لام معناى تبليغ دارد ، مثل قول خداوند متعال در بيان قول كفار درباره ايمان مؤمنين : وَ قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ ( الأحقاف / 11 ) . ابن حاجب قائل است كه لام در آيه به معناى « عن » است و معناى آيه

--> ( 1 ) - الغدير : 2 / 39 .