غلامعلى صفايى

258

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

اقسام مختلف آن بر عبارات قرار داده است . و در آيهء شريفهء فوق دو « ما » ذكر شده است : 1 - « ما أغنى » ، 2 - « ما كسب » . كه دربارهء « ما » اوّل دو احتمال وجود دارد : الف : « ما » حرفيه نافيه كه معناى آيه اين گونه مىشود « لم يغن عنه ماله » . ب : « ما » اسميه استفهاميه كه در اين صورت محل « ما » منصوب بنا بر مفعول مطلق بودن از فعل « أغنى » مىباشد ، كه در اصل اين گونه بوده است « أغنى عنه ماله ما » يعنى « أغنى عنه ماله أيّ أغناء » سپس « ما » به جهت صدارت‌طلبى مقدم شده و معناى آن اين گونه مىشود : « أيّ إغناء أغنى عنه ماله » . و يضعف كونه : اين عبارت جواب سؤال مقدر است كه اگر كسى بگويد چه اشكالى دارد كه « ما » اسميه استفهاميه در محل رفع مبتدا بوده و جمله بعد خبر آن باشد و رابط بين جمله خبر و مبتدا ضمير مفعولى محذوف « أغناه » بوده و تقدير اين گونه باشد : « أيّ إغناء أغناه عنه ماله » جواب آن اين است كه اين قول ضعيف است زيرا در اين صورت ضمير رابط به مبتدا در خبر كه مفعول فعل مذكور است حذف شده و حذف ضمير رابط در جمله ، قليل است همانطور كه در جمله « زيد ضربت » اگر كسى بگويد عايد در جملهء خبر وجود داشته و حذف شده و اين جمله در اصل « زيد ضربته » بوده است ، صحيح نيست . بايد توجه داشت كه فرق اين مثال با آيهء شريفه بنا بر اينكه « ما » مبتدا باشد اين است كه در اين مثال ضمير عائد ، مفعول بوده و در آيه چون ضمير عود به « ما » مىكند كه مفعول مطلق مىباشد و در معناى مصدر است بنابراين آن ضمير در آيه نيز در حكم مصدر مىباشد لذا محل آن ضمير منصوب بنا بر مفعول مطلق است . و أمّا « ما » الثانية : « ما » دوّم در آيه يعنى « ما » در « ما كسب » دو احتمال دارد . الف : « ما » اسميه موصوله باشد كه در اين صورت تقدير و معناى آيه مىشود « ما أغنى ماله و الذى كسبه » بنابراين عايد به موصول كه ضمير مفعول در « كسبه » مىباشد . حذف شده است . بايد دانست كه چون « ماله » و « الذي كسبه » در معنا يكى است زيرا آنچه كه انسان كسب مىكند همان مال است ، بنابراين تركيب تكرار لازم مىآيد به همين جهت اين قول ضعيف است . از اين اشكال جواب داده شده