غلامعلى صفايى

246

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

لكن بايد توجه داشت كه ممتنع نيست بلكه ممكن است كه « ما » را موصوله بدانيم و اسم « إنّ » و جمله « يخشى اللّه من عباده » صله آن و عايد در جملهء صله ، ضمير مستتر در « يخشى » بوده كه عود به « ما » مىكند و « العلماء » خبر « إنّ » باشد . و اطلقت « ما » على جماعة العقلاء : اين عبارت جواب اشكال مقدر است و آن اشكال اين است كه « ما » اسم موصول براى غير ذوى العقول و « من » براى ذوى العقول است بنابراين چون در آيه بحث پيرامون خشية ذوى العقول است بنابراين « ما » مذكور نمىتواند موصول باشد ، بلكه در اين صورت بايد از « من » موصوله استفاده مىشد ، مصنف كتاب مىگويد : « ما » موصوله نيز گاهى در ذوى العقول استعمال مىشود بنابراين در آيهء بالا « ما » موصوله ، اطلاق و استعمال و تطبيق شده بر جماعتى از عقلاء كه علما مىباشند ، لذا خبر آن « العلماء » است هرچند بسيارى از نحويون مىگويند « ما » فقط در غير ذوى العقول استعمال مىشود ، در حالى كه در آيهء ذيل نيز « ما » موصوله بر عقلاء اطلاق شده است : وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ( النساء / 3 ) . شاهد : در اطلاق و تطبيق « ما » در دو فراز « ما طاب لكم » و « ما ملكت أيمانكم » در آيه بر عقلاء مىباشد زيرا مراد در فراز اول از « ما » زنان است لذا تفسير به « من النساء » شده و در فراز دوّم مراد از « ما » كنيزان است كه هردو گروه از موجودات عاقل مىباشند . الثالث : سومين قسم از « ما » حرفيه كافيه ، « ما » حرفيه كافه و بازدارنده از عمل عوامل جر است كه به حروف جر و به بعضى از ظروف كه اضافه به اسم بعد مىشوند ملحق شده و مانع از عمل جر آنها مىشود . بايد دانست كه حروف جرى كه « ما » كافه به آنها ملحق مىشود چهار حرف هستند : « ربّ ، كاف ، باء و من » و ظروفى كه اين كلمه به آنها الحاق مىشود سه تا هستند : « بين ، إذ و حيث » . فالأحرف أحدها : يكى از اين حروف جر « ربّ » است كه بعد از الحاق « ما »