غلامعلى صفايى
244
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
داخل شود بنابراين با اين دو نقض ، كشف مىشود كه « ما » اسم نبوده و داراى معناى شأنيت هم نيست . و ردّه ابن خبّاز : ابن خباز نيز قول ابن درستويه را در كتاب خود بنام شرح الايضاح رد كرده است به اينكه ممتنع است استعمال « إنّما أين زيد » كه « ما » شأنيه بوده و جمله استفهام تفسير و خبر آن باشد در حالى كه ضمير شأن مىتواند با جمله استفهاميه تفسير شود و گفته شود : « إنّه أين زيد » . پس « ما » و ضمير شأن مترادف نمىباشند . و هذا سهو منه : مؤلف كتاب در رد ابن خباز مىگويد : اين استدلال سهو و غفلت از قواعد نحو از ناحيهء او مىباشد ، زيرا هرگز جمله استفهاميه و ديگر جملات انشائيه ضمير شأن را تفسير نمىكند ، و واجب است كه مفسّر ضمير شأن جمله خبريه باشد مگر در يك مورد و آن وقتى است كه ضمير شأن بعد از « أن » ، مخففه از ثقيله بوده و ضمير شأن نيز حذف شده باشد ، در اين صورت جمله دعائيه انشائيه مىتواند مفسّر ضمير شأن محذوف گردد ، مانند : « أما أن جزاك اللّه خيرا » يعنى « آگاه باشيد كه همانا شأن چنين است كه خداوند جزاى خير دهد ترا » . و مانند آيهء شريفهء : وَ الْخامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْها ( النور / 9 ) شاهد : در مفسر بودن جملهء دعائيهء « غضب اللّه عليها » براى ضمير شأن محذوف كه اسم « أن » مخففه از ثقيله است مىباشد . معناى آيه : « و پنجمين همانا شأن چنين است كه خداوند غضب بر آن كند » . على أنّا لا نسلّم : مصنف كتاب مىگويد همين يك مورد نيز كه ما گفتيم جايز است جمله انشائيه ، مفسّر ضمير شأن باشد ، مىتوانيم بگوئيم كه ما قبول نداريم كه ضمير محذوف بعد از « أن » قطعا و حتما ضمير شأن مىباشد تا بعد از آن گفت كه جمله انشائيه مفسر آن است ، زيرا مىتواند آن ضمير محذوف ضمير شأن نبوده بلكه ضمير غائب و يا مخاطب باشد كما اينكه در مثال اوّل « أما أن جزاك اللّه خيرا » جايز است كه ضمير محذوف به قرينه خطاب در جمله بعد ، ضمير مخاطب باشد