غلامعلى صفايى
234
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
4 - « ما » استفهاميه و « ذا » زائده باشد ، ابن مالك و جماعت ديگرى از نحويون قائل به اين رأى مىباشند مثل « ماذا صنعت » كه « ما » اسم استفهام و محلا منصوب به عنوان مفعول به براى فعل بعد و « ذا » اسم زايد و « صنعت » فعل و فاعل است و بنابراين تقدير و نظريه بايد الف « ما » به جهت دخول حروف جر و عدم تركيب با « ذا » حذف شود و در مثال مورد بحث گفته شود « لم ذا جئت » و لكن كلام و رأى تحقيقى اين است كه « ذا » اسم است و اسم هرگز زايده واقع نمىشود بنابراين اين تركيب صحيح نمىباشد . النوع الثاني : نوع دوم از « ما » اسميهء متضمن معناى حرف ، « ما » اسميه شرطيه مىباشد كه از اسماء شرط جازم است و بر دو قسم است : 1 - غير زمانيه : كه دلالت بر تعليق تحقق مضمون جواب بر تحقق مضمون شرط مىكند ، مانند آيهء شريفهء : وَ ما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللَّهُ ( البقرة / 197 ) . محل « ما » در آيه بنا بر مفعول به نصب بوده و چون اين كلمه از ادات شرط جازم است فعل شرط و جواب را ، جزم داده است . لازم به ذكر است كه غالبا « ما » اسميه شرطيه از اين قسم است . 2 - زمانيه : كه دلالت مىكند بر تحقق خارجى جواب در زمان وجود خارجى شرط آن ، و محل اين « ما » كثيرا منصوب بنا بر ظرفيت است و عامل آن فعل جواب است ، اين قسم را ابو على فارسى ، ابو البقاء عكبرى ، ابو شامه و عبد اللّه بن برى و ابن مالك قائل مىباشند و اين قسم در اين آيهء شريفه ظاهر است : فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ ( التوبة / 7 ) . شاهد در معناى شرطيه ظرفيه داشتن « ما » است كه به همين جهت بر جواب آن فاء داخل شده است و محل « ما » نصب بنا بر ظرفيت براى « استقيموا » است لذا اين گونه معنا مىشود : « استقيموا لهم مدة استقامتهم لكم » . معناى آيه : « پس اگر زمانى استقامت كردند به سود شما پس بايد استقامت كنيد به سود آنان » .