غلامعلى صفايى

235

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

و در آيهء شريفهء زير شرطيه زمانيه بودن « ما » محتمل است : فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ ( النساء / 24 ) . شايان ذكر است اين آيه با آيه بالا يك تفاوت دارد و آن اين است كه در اين آيه « ما » با آنكه شرطيه زمانيه است در محل رفع و مبتدا مىباشد و مفعول فيه نمىباشد و ضمير « به » به آن عود مىكند . بايد دانست كه « ما » شرطيه زمانيه از ظروف متصرف است كه مىتواند غير از ظرف و مفعول فيه ، در مواضع ديگر مثل مبتدا نيز استعمال شود ، و احتمال دوم در آيه اين است كه « ما » شرطيه زمانيه نباشد بلكه موصوله و در محل رفع بنابر مبتدئيت بوده و جملهء « استمتعتم به منهنّ » صله آن و جمله بعد خبر آن باشد و عايد بنابراين فرض در جمله صله ضمير « به » است و در جمله خبر محذوف و در تقدير است و آن عايد ، ضمير در « لأجله » محذوف مىباشد . متن أمّا أوجه الحرفية : فأحدها : أن تكون نافية ، فإن دخلت على الجملة الاسمية أعملها الحجازيون و التهاميون و النجديون عمل « ليس » بشروط معروفة . شرح بعد از آنكه بحث « ما » اسميه با تمامى اقسام آن پايان يافت ، بحث « ما » حرفيه آغاز مىشود و قبلا بيان شد كه همان‌طور كه « ما » اسميه بر سه قسم است ، « ما » حرفيه نيز بر سه قسم مىباشد : 1 - نافيه ، 2 - مصدريه ، 3 - زائده . أحدها : يكى از سه وجه و سه قسم « ما » حرفيه ، « ما » نافيه است كه دلالت بر عدم تحقق مضمون جمله بعد مىكند . « ما » نافيه هم بر جمله اسميه و هم بر جمله فعليه داخل مىشود و اگر بر جملهء اسميه داخل شد ، اهل حجاز و تهامه و نجد ، به آن عمل « ليس » مىدهند و به آن « ما » مشبهة به « ليس » مىگويند ، البته براى عمل آن شرايطى لازم است كه ابن مالك آن شرايط را بيان كرده است : إعمال « ليس » اعملت « ما » دون « إن » * مع بقاء النفى و ترتيب زكن