غلامعلى صفايى

232

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

مثل قول لبيد عامرى از صحابى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « ألا تسالان المرء ما ذا يحاول * أنحب فيقضى أم ضلال و باطل » « 1 » شاهد : در تركيب « ماذا » از « ما » استفهاميه و « ذا » موصوله مىباشد . تركيب شعر : « ألا » استفتاحيه و « تسالان » فعل مضارع تثنيه و « المرء » مفعول آن مىباشد و « ما » مبتدا و « ذا » موصوله خبر آن است و « يحاول » صله و ضمير فاعلى مستتر عايد به « المرء بوده و ضمير مفعول آن محذوف است و در اصل « يحاوله » مىباشد و همزه استفهاميه است و « نحب » بدل از « ما » است . بنابراين رفع آن كاشف از مرفوعيت « ما » بنابر ابتدائيت مىباشد و « فيضى » فعل مضارع منصوب در جواب استفهام است و « أم » عاطفه و « ضلال » عطف بر « نحب » و « باطل » عطف بر « ضلال » است . لازم به ذكر است كه چون « نحب » بدل از « ما » استفهاميه است بايد همراه آن ادات استفهام آورد ، تا مطابق مبدل منه شود چنان كه ابن مالك مىگويد : بدل المضمّن الهمز يلي * همزا ك « من ذا أسعيد أم علي » معناى شعر : « بدانيد و آگاه باشيد آن دو سؤال مىكنند آن مرد را كه چه چيز است آن چيزى كه درباره آن فكر مىكند - از امور دنيا - آيا نذر است كه آن را انجام دهد يا ضلالت و گمراهى است » . و هو أرجح الوجهين : اين تركيب كه « ما » استفهامى و مبتدا و « ذا » موصوله و خبر باشد بهترين تركيب است كه در آيهء شريفهء ذيل نيز جارى است هرچند يك تركيب ديگر نيز در آن صحيح باشد : وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ( البقرة / 219 ) . البته در قراءت كسى كه « العفو » را رفع مىدهد ، بنابراين معناى « ماذا ينفقون » اين گونه مىشود « ما الذي ينفقونه » سپس خداوند امر « قل » به پيامبر مىكند كه جواب اين گونه بده « الذي ينفقونه العفو » بنابراين مقول قول « قل » كه جواب استفهام از « ما الذى ينفقونه » است جمله اسميه مىباشد كه « الذى » مبتداى و جملهء

--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 711 ، شرح أبيات مغني اللبيب : 5 / 226 ، الكتاب : 1 / 474 ، شرح ابن يعيش : 3 / 149 ، أمالي ابن الشجرى : 2 / 171 ، معاني القرآن : 1 / 139 .