غلامعلى صفايى
225
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
محل رفع بنا بر فاعليت مىباشد ، همانطور كه بحث آن در قسم « ما » اسميه معرفه تامه خاصه گذشت . ثالثها : سومين موضع استعمال « ما » اسميه نكره مجرده تامه ، در باب مبالغه است ، مانند قول اعراب - در زمانى كه اراده مبالغه در خبر دادن از كسى مىكنند كه او بسيار زياد يك فعل را مثل كتابت و نوشتن انجام مىدهد - كه مىگويند : « إنّ زيدا ممّا أن يكتب » در اينجا « ما » به معناى « شيء » يا « امر » است و « أن يكتب » بدل از آن است و در محل جر مىباشد زيرا « ما » كه مبدل منه است در محل جر به واسطه دخول حرف جر « من » مىباشد و معناى مثال اين گونه است : « همانا زيد مىبوده باشد از چيزى كه آن چيز كتابت است » يعنى زيد گويا منشأ آن و اساس او نوشتن است ، به طورى كه گويا از كتابت خلق شده ، مانند آيهء شريفهء : خُلِقَ الْإِنْسانُ مِنْ عَجَلٍ ( الأنبياء / 37 ) . كه چون انسان بسيار زياد عجول است ، آيه مىگويد گويا او از عجله خلق شده است ، لكن سيرافى و ابن خروف و به پيروى از آن دو ، ابن مالك و همچنين سيبويه - به نقل از ابن خروف - معتقدند كه همانا « ما » در اين گونه مواضع ، از قسم « ما » اسميه معرفه تامه عامه است كه معناى آن « الشيء » يا « الأمر » است و محل آن جر بوده و به همراه حرف جر در محل رفع خبر مقدم و « أن » و فعل بعد در محل رفع مبتداى مؤخر است و كل جمله خبر براى « إنّ » است . و لا يتحصّل : مصنف كتاب بر اينان اشكال مىكند و مىگويد براى اين كلام و مشابه آن با اين تركيبى كه شما مىگوييد معناى صحيحى حاصل نمىشود ؛ زيرا تقدير اين گونه مىگردد « إنّ زيدا الكتابة من الشيء » . الثالث : سومين قسم از اقسام سهگانهء « ما » اسميه ، « ما » نكره متضمن معناى حرف مىباشد ، يعنى تمامى خصوصيات اسم را داراست به علاوه اينكه معناى يك حرف نيز در خود متضمن است به طورى كه گويا مترادف با معناى آن حرف است ، و اين خود بر دو نوع است : 1 - « ما » استفهاميه ، 2 - « ما » شرطيه . أحدها : « ما » استفهاميه كه متضمن معناى همزه استفهام است و معناى آن