غلامعلى صفايى

224

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

مىپندارد آن چيز را نفوس آدميان ، و آن چيز از امور شديده و شاقه است ، كه آن چيز سخت ، برايش گشايشى است همچون بازكردن زانوبند شتر » . 2 - التامة : كه عبارت است از « ما » اسميه نكره مجرده از معناى حرف كه بر خلاف « ما » ناقصه نيازمند لفظى ديگر براى توضيح و توصيف خود نيست و اين قسم در سه موضوع استعمال مىشود : أحدها : در فعل تعجب « ما أفعل » ، مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام : « ما أحسن تواضع الأغنياء للفقراء طلبا لما عند اللّه » « 1 » كه « ما » در محل رفع مبتدا و جمله بعد خبر آن است . معناى حكمت : « شگفتا كه شيئى نيكو گردانيده تواضع و فروتنى ثروتمندان در برابر فقراء به جهت طلب آن چيزى كه در نزد خداوند از ثواب است » . تمامى نحويون بصره به جز اخفش اين رأى را دارند ، لكن او علاوه‌بر اينكه قائل است كه « ما » اسميه نكره تامه است ، مىگويد ، دو احتمال ديگر نيز دارد : 1 - « ما » در فعل تعجب ، « ما » اسميه معرفه ناقصه موصوله باشد و جمله بعد صله بوده كه محل از اعراب ندارد . 2 - « ما » اسميه نكره موصوفه باشد كه جمله بعد بنا بر صفتيت در محل رفع مىباشد ، بنابراين دو نظريه اخير خبر « ما » محذوف است كه « شىء عظيم » و مانند اين تقدير مىباشد ، به عنوان مثال در حكمت قبل تقدير اين گونه است : « ما أحسن تواضع الأغنياء للفقراء طلبا لما عند اللّه شىء عظيم » الثاني : دومين موضعى كه « ما » اسميهء نكرهء مجردهء تامه استعمال مىشود ، باب « نعم و بئس » است مانند : « غسلته غسلا نعمّا » و « دققته دقّا نعمّا » كه در اين صورت محل « ما » نصب بنا بر تمييزيت از ضمير فاعلى مستتر در « نعم و بئس » است و اين قول بعضى از متأخرين علماى نحو مانند زمخشرى است ، لكن ظاهر كلام سيبويه اين است كه « ما » در اين موضع « ما » اسميه معرفه تامه خاصه است و در

--> ( 1 ) - نهج البلاغة : ح 398 / 1277 .