غلامعلى صفايى
22
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
ششم گذشت قائل به ناصب بودن لام داخل به فعل مضارع هستند . و لو كان جارا : نزد كوفيون اين لام متعلق نمىخواهد چون اين حرف در نزد آنان اصلا جاره نيست بلكه ناصبه است ، حتى اگر اين لام جاره بود با اينكه حروف جاره شأنيت داشتن متعلق را دارند ، به جهت زائده بودن ، متعلق نمىخواست . وجهه عند البصريين : وجه و دليل معناى تأكيد داشتن اين لام نزد بصريين اين است كه اصل جمله « ما كان ليفعل » به صورت « ما كان قاصدا للفعل » بوده است كه در اصل « قاصدا » خبر « كان » بوده و « للفعل » متعلق به آن است سپس خبر حذف شده و به جاى « للفعل » معادل آن « ليفعل » كه « أن » ناصبه نيز بين لام و « يفعل » در تقدير است ، قرار گرفته است بنابراين معناى تأكيد از خود لام دانسته نمىشود بلكه اين معنا به واسطهء نفىكردن قصد و اراده انجام فعل دانسته مىشود زيرا نفىكردن قصد فعل بالاتر و قويتر از نفى فقط انجام فعل است ، چون يك وقت فعلى و كارى از كسى نفى مىشود و يك وقت اصلا گفته مىشود او چنين قصدى نمىكند ، كه اين نفى ، قويتر از نفى فعل است ، پس تأكيد از نفى قصد فهميده مىشود نه از لام ، ولى چون « قاصدا » حذف شده و جار و مجرور متعلق به آن جايگزين آن گرديده ، اين معناى تأكيد به لام نسبت داده مىشود ، بنابراين قول بصريين در اين مسأله با قول كوفيين از چند جهت فرق دارد : 1 - اين لام نزد بصريين حرف جر غير زائده كه به اين قسم از حروف جاره ، « معدّى » نيز مىگويند و متعلق مىخواهد مىباشد . به خلاف نظر كوفيون كه مىگويند جاره نبوده و متعلق نمىخواهد . 2 - اين لام در نزد بصريين متعلق به خبر « كان » كه « قاصدا » محذوف است مىباشد ولى كوفيون مىگويند چون جاره نيست متعلق نمىخواهد . 3 - اين لام در نزد بصريين جاره بوده و نصب فعل بعد حتما و وجوبا بوسيله « أن » مقدر است . به خلاف نظر كوفيون كه مىگويند لام ناصبه بوده و نصب فعل به واسطه خود لام است . و قد تحذف « كان » قبل لام الجحود : گاهى با آن كه شرط است كه قبل از لام