غلامعلى صفايى
21
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
« ما كان اللّه سبحانه ليفتح على أحد باب الشكر و يغلق عنه باب المزيد » « 1 » شاهد : در وقوع لام تأكيد نفى بر فعل مضارع كه بعد از « ما كان » قرار دارد مىباشد در حالى كه فاعل آن با اسم « ما كان » يكى است زيرا مسند اليه هردو ، « اللّه » است هرچند يكى اسم ظاهر و ديگرى ضمير آن است . معناى حديث : « قطعا اين گونه نيست كه خداوند سبحان بگشايد بر كسى باب شكر و سپاسگزارى را و ببندد بر او باب زيادت را » . چنانكه خداوند متعال مىگويد : لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ ( ابراهيم / 7 ) . و يسمّيها أكثرهم لام الجحود : اكثر نحويين نام اين لام را ، لام جحود مىگذارند ، زيرا همانطور كه در قبل بيان شد همواره اين لام همراه و در عقب فعل ناقصهء منفى است و چون جحد به معناى نفى است به همين جهت به اين لام ، لام جحود گويند ، و اين از باب ناميدن چيزى به اسم مقارن آن مىباشد . ولى ابو جعفر احمد نحاس كه از شاگردان زجاج است و ابن انبارى مىگويند : حق اين است كه نام گذاشته شود اين لام ، به لام نفى ، زيرا جحد در لغت ، يك نفى خاص است و آن نفىكردن آنچه را كه شما و ديگران كيفيت آن را مىشناسيد و مىدانيد ، در حالى كه لام در اينجا براى نفى مطلق است ، چه كسى آن را بداند و چه نداند . و وجه التوكيد : مطلبى كه در اينجا مطرح است ، اين است كه از كجا تأكيد از اين لام استفاده مىشود ؟ كوفيون مىگويند : اصل « ما كان ليفعل » ، « ما كان يفعل » بوده است سپس لام در عبارت داخل شده براى تقويت و زيادت نفى كلام ، چون « زيادة المبانى تدل على زيادة المعانى » چنان كه باء زائده نيز در كلامى مانند « ما زيد بقائم » داخل شده تا اينكه موجب تأكيد و تقويت نفى گردد بنابراين در نزد كوفيين اين لام ، حرف زائدى است كه داراى معناى تأكيد مىباشد و در ضمن جاره نيز نمىباشد بلكه ناصب فعل مضارع بعد است چون كوفيون همانطور كه در معناى
--> ( 1 ) - غرر الحكم : 2 / 726 ، نهج البلاغة : ح 427 / 1289 .