غلامعلى صفايى
184
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
مىشود و « لو » مصدريه است « وددت لو تأتينى فتحدثنى » و فعل تمنى به واسطهء قرينه بودن « لو » و دلالتش بر آن فعل حذف شده زيرا همواره قبل از « لو » مصدريه فعلى است كه داراى معناى تمنى مىباشد ، در اين صورت « لو » قرينه و نائب از فعل تمنى است و شبيه « ليت » مىشود زيرا اين حرف نيز دلالت بر فعل تمنى به جهت نيابت آن از فعل « اتمنى » مىكند و همانطور كه در جواب ليت فعل مضارع منصوب مىشود در جواب « لو » نيز فعل مضارع ، منصوب مىگردد ، كلام او صحيح است ولى دليل براى معناى تمنى داشتن « لو » بالوضع نمىشود ، و اگر زمخشرى اراده كرده باشد كه همانا « لو » حرفى است كه براى معناى تمنى وضع شده و حقيقتا در معناى تمنى استعمال مىشود ، آن كلام صحيح نيست زيرا كه اگر « لو » داراى معناى تمنى باشد لازم مىآيد كه جمع بين « لو » و فعل تمنى صحيح نباشد زيرا تكرار لازم مىآيد همانطور كه جمع بين فعل تمنى و « ليت » در كلام جايز نيست ، در حالى كه جمع بين « لو » و فعل تمنى صحيح است مانند : « وددت لو تأتينى فتحدثني » ولى جمع بين اين دو فعل تمنى با « ليت » جايز نيست و هرگز گفته نمىشود « وددت ليتك تأتينى » و اين كاشف از تفاوت معنوى « لو » با « ليت » است پس « لو » معناى « ليت » را ندارد بنابراين « لو » تمنييه در زبان عرب نداريم . الخامس : آخرين قسم از اقسام پنجگانهء « لو » اين است كه معناى عرض و خواهش متكلم در تحقق جمله بعد داشته باشد ، مانند : « لو تنزل عندنا فتصيب خيرا » يعنى خواهش مىكنم در نزد ما بيا تا در نتيجه به شما خيرى رسد . اين معنا را ابن مالك در كتاب تسهيل براى « لو » ذكر كرده است .