غلامعلى صفايى

183

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

شاهد : در اجتماع و تضمين معناى تمنى با معناى شرط در « لو » است كه به واسطه دارا بودن معناى تمنى جواب آن « فيخبر » منصوب گرديده و به واسطه دارا بودن معناى شرط نيز جواب آن « لقرّ » برآن لام جواب « لو » شرطيه آمده است . تركيب شعر : « الذنائب » اسم مكانى است و باء به معناى « في » است و جار و مجرور متعلق به « يخبر » است و « يخبر » فعل مجهول و نائب فاعل آن ضمير « هو » مستتر در آن است كه عود به « كليب » مىكند و « أي » استفهاميه خبر مقدم و « زير » مضاف اليه و مبتداى آن « أنا » بوده كه محذوف است و « بيوم » جار و مجرور متعلق به « يخبر » و « الشعثمين » تثنيهء « شعثم » است و « شعثم » فرزندان معاوية بن عامر بن ذهل كه مهلهل آنان را به تلافى قتل برادر خود كشت و جمله « لقرّ » جواب « لو » و فاعل آن ضمير مستتر مىباشد كه عود به « كليب » مىكند مىباشد و « عينا » تمييز و « كيف » خبر مقدم و « لقاء » مبتداى مؤخر و مضاف به « من » موصوله و « تحت القبور » متعلق به « يكون » محذوف صله « من » مىباشد . معناى شعر : « پس اگر برداشته شود خاكهاى مقابر از روى نعش كليب ، خبر داده مىشود كه در محل ذنائب - محل جنگ مهلهل با قاتلين برادرش - آيا در روز جنگ و قتل شعثم و شعيث من همنشين زنان بوده‌ام ؟ و هرآينه چشم كليب روشن مىشود ولى چگونه نگاه نمودن كسى كه تحت قبور و خاكهاست مقدور است » . و قال ابن مالك : ابن مالك قائل است كه تمامى دلايلى كه قائلين به « لو » تمنييه به آن براى استشهاد و اثبات معناى تمنى داشتن « لو » تمسك كرده‌اند ، « لو » مصدريه است كه قبل از آن يك فعل تمنى بوده كه حذف شده و « لو » و مدخولش كه معمول آن فعل است باقى مانده و دليل بر حذف آن فعل شده و كلام را از آن فعل بىنياز كرده است . و ذلك أنه : در مقام بيان قول ابن مالك و توضيح اين مطلب ، بايد گفت كه همانا ابن مالك بعد از بيان كلام زمخشرى كه عبارت است از اينكه گاهى « لو » به معناى تمناى مىآيد مثل « لو تأتيني فتحدثنى » ، مىگويد اگر مراد زمخشرى اين است كه در اصل عبارت يك فعل تمنى در تقدير است و معناى تمنى از آن فهميده