غلامعلى صفايى
15
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
شاهد : در معناى اختصاص داشتن لام در شعر است . معناى شعر : « پس به زودى مىبينند دشمنان ما زمانى كه ملاقات مىكنند - با ما در روز قيامت - كه پيامبر مطهر اختصاص به كداميك از دو گروه دارد » . الثالث : سومين معناى لام جاره ، ملك است به اين شكل كه لام دلالت مىكند كه چيزى ، ملك و مملوك مابعد است ، مانند قول خداوند متعال : لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ ( البقرة / 255 ) . شاهد : در معناى ملك داشتن لام در آيه است كه دلالت مىكند كه « ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ » كه مبتداى مؤخر است ملك خداوند مىباشد . بعضى از نحويين از اين سه معناى اخير تنها اختصاص را ذكر كردهاند و گفتهاند : اختصاص داراى يك معناى كلى - مثل تعلّق - است كه دو معناى ملك و استحقاق را نيز دربرمىگيرد و به همين علت نيازى به ذكر آن دو ، به واسطه ذكر معناى اختصاص براى لام نديدهاند و براى معناى اختصاص بالمعنى الاعم كه شامل ملك و استحقاق مىشود همين مثالهايى كه براى ملك و استحقاق و اختصاص بالمعنى الاخص ذكر شد ، بيان كردهاند . و يرجّحه : اين كار بعضى از نحويين از دو جهت بر كار ديگر نحويين كه اين سه معنا را مجزا ذكر مىكنند ترجيح دارد : 1 - در اين شيوه تقليل معناى اشتراك لفظى است . زيرا اصل در كلمات اين است كه يك معنا بيشتر نداشته باشند زيرا اشتراك لفظى خلاف فلسفه وضع الفاظ كه براى تفهيم و تفهّم است مىباشد چون مخاطب هنگام شنيدن لفظ مشترك حيران است كه متكلم كداميك از معانى آن را اراده كرده است ، و اگر قطعا كلمهاى مشترك لفظى بود ، اصل دوّم اين است كه داراى معانى كمترى باشد . و چون يقينا لام جاره داراى معانى متعددى است و مشترك لفظى است پس بايد مطابق اصل دوّم تا آنجا كه مىشود معانى آن را كمتر كرد و چون اين كار بعضى از نحويين مطابق اين اصل است زيرا موجب تقليل معناى لام مىشود بنابراين قول آنان بر قول ديگر نحويين ترجيح دارد .