غلامعلى صفايى

143

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )

فعل منفى از گذشته تاكنون صورت نگرفته است ، مانند قول امير المؤمنين عليه السّلام : « لم يخلق اللّه سبحانه الخلق لوحشته و لم يستعلهم لمنفعه » « 1 » شاهد : در استمرار نفى منفى « لم » در هردو مورد است . معناى حديث : « از ابتداء خلقت ، خداوند خلق نكرده است مستمرا مخلوقات را به جهت وحشت تنهاييش و طلب تكليف نكرده است از آنان به جهت سود بردنش » . و در صورت استعمال براى نفى انقطاعى دلالت مىكند كه آن فعل در يك مقطع از زمان ماضى انجام نگرفته و در مقاطع ديگر زمان ماضى ، آن فعل تحقق يافته است ، مانند آيهء شريفهء : هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حِينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً ( الإنسان / 1 ) شاهد : در استعمال « لم » در نفى انقطاعى است زيرا انسان قبل از خلقت او چيزى نبوده لكن اين عدم وجود مستمر نبوده و بعد از تعلق مشيت خداوند او از عدم محض به صحنهء وجود آمد و نفى از وجود او منقطع شده است . و لهذا جاز : و به همين جهت كه « لمّا » مختص به نفى استمرارى و اتصالى و « لم » مشترك بين نفى استمرارى و انقطاعى است ، جايز است گفته شود : « لم يكن ثم كان » كه در اينجا « لم » براى نفى انقطاعى است كه مىتوان فعل بعد را به صورت ماضى مثبت آورد و معناى مثال اين گونه مىشود « نبود سپس در همان زمان ماضى وجود پيدا كرد » و لكن جايز نيست گفته شود : « لمّا يكن ثم كان » زيرا منفى « لمّا » دلالت بر نبود استمرارى فعل ماضى تاكنون دارد لذا اگر بعد از آن فعل ماضى مثبت آورده شود تناقض در كلام لازم مىآيد زيرا معناى مثال اين گونه مىشود : « نبود مستمرا تاكنون سپس در همان زمان ماضى وجود پيدا كرد » بلكه صحيح اين است كه اين گونه گفته شود : « لمّا يكن و قد يكون » يعنى « مستمرا تاكنون نبود و حالا وجود پيدا مىكند » كه « لمّا » دلالت بر استمرار نفى ماضى دارد و جمله « قد يكون » كه فعل مضارع حاليه است تناقض با آن ندارد .

--> ( 1 ) - غرر الحكم : 2 / 601 .