غلامعلى صفايى
14
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
قبل از لام ، اسم معنا « الحمد » و بعد از آن ، اسم ذات « اللّه » ذكر شده است چنان كه در اين حديث نبوى نيز لام اينگونه است : « الويل لظالمي أهل بيتي » . « 1 » معناى حديث « نفرين - عذاب - مستحق ظلمكنندگان بر اهل بيت من است » . و منه : « للكافرين النار » و از همين قبيل كه لام معناى استحقاق دارد و شرط استعمال لام استحقاق در كلام موجود است ، جملهء « للكافرين النار » مىباشد كه هر چند « النار » اسم ذات است لكن مراد از آن در اينجا « عذاب النار » است كه اسم معنا مىباشد و ضمنا در جمله تقديم و تأخير مىباشد يعنى « النار » مبتداى موخر و « للكافرين » خبر مقدم است و به جهت همين دو نكته ، اين جمله را با « منه » آورده شده است ، زيرا هرگاه جملهاى داراى پيچيدگى باشد و تطبيق قاعده بر آن مقدارى مشكل باشد ، آن جمله را با « منه » آورده مىشود . الثاني : دومين معناى لام جاره ، اختصاص است كه دلالت دارد بر اينكه ماقبل لام مختص مابعد است و شرط استعمال آن اين است كه بايد ماقبل و مابعد لام هردو اسم ذات باشند ، مانند قول خداوند متعال در حكايت قول برادران يوسف در هنگامى كه حضرت يوسف با حيلهاى مىخواست برادر خود - بنيامين - را نزد خود نگه دارد و برادران ديگر او به ايشان گفتند : يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيراً فَخُذْ أَحَدَنا مَكانَهُ ( يوسف / 78 ) . شاهد : در اين است كه لام به معناى اختصاص است يعنى « همانا پدرى مختص اوست » اين آيه كنايه از علاقه و محبت شديد پدر به بنيامين است به طورى كه به نظر آن برادران گويا يعقوب فقط پدر اوست . و مانند قول شما كه مىگوئيد : « المنبر للخطيب » يعنى « منبر مختص خطبهخوان است » . و مانند قول فضل بن عباس بن عتبة بن أبي لهب بن عبد المطلب در مدح پيامبر و ارزش شيعه : « فسوف يرى أعداؤنا حين تلتقي * لأيّ الفريقين النّبيّ المطهّر » « 2 »
--> ( 1 ) - مناقب ابن مغازلى : 66 . ( 2 ) - أدب الطف : 1 / 126 .